کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٠ - اوصاف آن حضرت از لسان مبارك پيامبر
«جانشين» در حق امام على (ع) و تبديل مفهوم آن به.[١].- شايان گفتن است كه آنها به تحريف و سرپوش نهادن بسنده نكردند، بلكه شيعه را مورد يورش قرار دادند و در كتابهايشان مىكوشيدند آنها را خراب كنند، «در نيمه نخست سده سوم كتاب «عثمانيه» جاحظ رخ نمود كه در آن شيعه را مورد تهاجم قرار داد و ضروريّات را انكار كرد و از بديهيّات روى برتافت، چنان كه كوشيد بر دلاورى امير المؤمنين (ع) سرپوش نهد[٢].- اين يورشها در گستره همه سدهها تا زمان ما همچنان ادامه يافت تا جايى كه علّامه سيّد عبد العزيز طباطبايى مىگويد: تمام فرو گرفتن اين نكته چندين جلد را به خود اختصاص مىدهد و چه بسا آن چه به سده ما اختصاص دارد به تنهايى مجموعهاى را از آن خود سازد، چه، اخيرا تنها در پاكستان نزديك به دويست جلد كتاب انتشار يافته كه شيعه را مورد تهاجم قرار داده است، و ما شكايت نزد خدا بريم.»[٣]- آن چه در اين زمينه براى ما اهميت دارد اين است كه بدانيم بيشتر اين حملات متوجّه نتيجهگيرىهاى عقلى و فطرى از احاديث مربوط به فضايلى است كه علماى مكتب اهل البيت (ع) در امامت على و فرزندان معصوم او و وصاياى ايشان بدان استدلال كردهاند. فتأمّل.
٦- موضع اماميه در اين ميان، همان موضع دفاع و جلوگيرى از حملهها و برپاداشتن امامت بلا فصل على (ع) پس از پيامبر ٦ و پراكندن فضيلتهاى او و محسّنات خيرهكننده اخلاقى حضرتش (ع) بوده است و در پى آن ظهور كتابهاى ارزشمندى از دانشوران شيعه مىباشد كه در آن به ردّ مهاجمان مىپردازند و روايتهاى صحيحى را عرضه مىدارند و امامت خاندان پيامبر ٦ را از آنها نتيجه مىگيرند و از حقّ آنها و موجوديت مكتبشان به دفاع برمىخيزند، خداوند به آنها پاداش نيك دهاد.
اينك نمونههايى از علما و تصانيف ايشان در اين زمينه:
[١] بنگريد به: معالم المدرستين ١/ ٢٤٣- ٢٩٠.
[٢] تراثنا، شماره اوّل، سال دوم/ ٣٤.
[٣] همان/ ٣٦.