کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٩ - اوصاف آن حضرت از لسان مبارك پيامبر
٢- ٤- بر پژوهشگر پىگير است كه علّت فراوانى احاديث را در فضايل على (ع) باز شناسد و از آنها حكم الهى را نتيجه گيرد. با كمترين درنگ بر او آشكار خواهد شد كه دليل اين امر، عنايت فراوان پيامبر اكرم ٦ به ابلاغ دين و تكميل و اتمام آن و آگاهى آن حضرت ٦ به اين نكته بوده است كه پس از رحلت او امّت، اختلاف خواهد يافت و اين چنين است كه ابن حجر هيثمى از پارهاى متأخران از ذريّه اهل بيت نبوى نقل مىكند كه نصّ آن چنين است: «دليلش- و خدا آگاهتر است- اين است كه خداوند تبارك، مشكلات على و اختلافهاى برخاسته از امر خلافت را كه پس از رحلت حضرتش ٦ ظهور مىكرد به آگاهى پيامبر رساند. اين، خود، اقتضاى آن را داشت كه پيامبر ٦، على (ع) را به اين فضايل مشهور گرداند تا بدين ترتيب هر كه خبر اين فضايل بدو رسد و به حضرتش (ع) توسّل جويد نجات يابد. سپس هنگامى كه اين اختلاف ظهور كرد و بر حضرتش (ع) خروج كردند هر يك از صحابه كه اين فضايل را شنيده بود براى خيرخواهى امّت خبر آن را انتشار داد و پراكند. در پى آن هنگامى كه مشكل بالا گرفت و گروهى از بنى اميه بر منبرها به كاستن از مقام آن حضرت (ع) و دادن دشنام به او پرداختند و خوارج نيز با ايشان همراهى كردند و حتّى قائل به كفر حضرت (ع) شدند حافظان دانشور اهل سنّت به پراكندن فضايل حضرتش (ع) روى آوردند تا جايى كه اين فضايل در مسير خير خواهى امّت و يارى رساندن به حق، فزونى گرفت.»[١] ٥- امّا جماعت، احاديث مربوط به فضايل على (ع) را روايت مىكردند و در كتابهايشان مىآوردند ولى مفهوم اين احاديث و لوازم عقلى و نتايج عرفى آن را عرضه نمىداشتند و در اين كه هر صفتى- فضيلت باشد يا رذيلت- يك ويژگى از ويژگىهاى صاحب آن و نشانى در شناخت دارنده آن مىباشد خود را به تجاهل و تغافل مىزدند و حتّى مىكوشيدند معانى صفاتى را كه پيامبر ٦ در حقّ آن حضرت (ع) تصريح فرموده بود تحريف و احتمالا آنها را پوشيده بدارند يا از شمار بيرون افكنند. يكى از اين نمونهها مناقشه آنهاست در واژه «مولى» در حديث غدير،[٢]- و پوشاندن مفهوم «وصىّ» و
[١] الصواعق المحرقه/ ١٢١.
[٢] بنگريد به: الغدير ١/ ٣٥٠.