عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٢ - با چهل روز نماز به مقام ملكوتى رسيد
روشن كرد و به اين مسئله توجه نمود كه من همان جوان فقير و بدبختم، من همان خاركن مسكين و دردمندم، من همانم كه مردم عادى حاضر نبودند سلامم را جواب بدهند، من همان گداى دل سوختهام كه از تهيه قرص نانى جوين و پارچهاى كهنه عاجز بودم، من همان پريشان عاجز و بينواى مستمندم!!
|
چون قدم در بارگاه شه نهاد |
آمدش از روزگار خويش ياد |
|
|
روزگار ذلت و پستى خويش |
بينوايى و تهيدستى خويش |
|
|
روزهاى گرم و آن هيزمكشى |
شامهاى سرد و آن بىآتشى |
|
|
پادشاهى از پس هيزمكشى |
از پس آن ناخوشىها اين خوشى |
|
|
زين تفكر روزنى بر دل گشاد |
نورى از آن روزنش بر دل فتاد |
|
|
فكرت آمد قفل دلها را كليد |
در گشايد چون كليد آمد پديد |
|
|
فكرت آمد همچو باران بهار |
ساحت دلها بود چون كشتزار |
|
|
زين سبب گفت آن رسول سرفراز |
فكر يك ساعت به از سالى نماز |
|
|
بلكه باشد بهتر از هفتاد سال |
اين سخن مهمل ندانى اى همال |
|
آرى، جوان بر اساس آيات الهى به فكر فرو رفت. انديشه در امور درون انسان ايجاد قدرتى مىكند كه آدمى با آن قدرت مىتواند از صفحه خاك به عالم پاك پرواز كند. انديشه در امور، انسان را از ذلت به عزت، از پستى به بلندى، از مذلت به رفعت، از جهنم به بهشت مىبرد.
انديشه در امور، عالىترين حال الهى است كه به انسان دست مىدهد و بهترين كمك براى انسان جهت رهايى از هلاكت و حركت به سوى سعادت است.
آرى، فكر كرد كه من همان خاركنم كه بر اثر عبادت و طاعت ريايى به اين مقام رسيدم، آه بر من، حسرت و اندوه بر من، اگر به عبادت حقيقى و طاعت خالص اقدام مىكردم چه مىشدم؟!!
|
پس دل بيهوش او آمد به هوش |
گفت در گوش دلش آنگه سروش |
|
|
كانچه مىبينى زعز و مال و جاه |
وصل معشوق و نياز پادشاه |
|
|
قيمت كالاى روى اندود توست |
اجرت سعى غرض آلود توست |
|
|
هيچ كارى نزد ما بىاجر نيست |
هيچ صبحى نه كه او را فجر نيست |
|
|
گرچه كالاى تو بس نابود بود |
ليك نزد ما كجا مردود بود |
|
|
خويشتن را وانمودى آن ما |
آن ما كى رفته بىاحسان ما |
|
|
گر نه از ما بودى اما اى فتى |
پيش مردم خويش را خواندى زما |
|
|
هين بگير اين مزد صورت كاريت |
اين ثواب و اجر ظاهر داريت |
|
در غوغاى دربار، چشم ديگر خاركن باز شد، جمال دوست در آيينه دلش تجلى كرد، با قدم اراده و عزم استوار، پاى از دربار بيرون گذاشت و از كنار آغوش آن پرىوش كناره گرفت و براى آراستن وجودش به علم و عمل واقعى به سوى زيباى مطلق به حركت آمد.
وقتى نماز ميان تهى و الفاظ بىمعنا و نيت آميخته با شائبه ريا، اينگونه براى حل مشكل مدد كند، نماز واقعى و عبادات خالصانه و طاعت بىريا چه خواهد كرد؟
با چهل روز نماز به مقام ملكوتى رسيد
مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه ٧، نيازمند به مسجدى آبرومند، جهت عبادت زائران و طاعت مطيعان و تدريس مدرسان بود.
قرعه اين فال الهى به نام خانمى ديندار و آگاهى دلسوز، موسوم به گوهرشاد خانم همسر شاهرخ ميرزا افتاد.
او تمام خانهها و زمينهاى اطراف را جهت ساختن مسجد خريد، تنها يك