الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٣٥ - (باب - ١٥)(رواياتى كه در باره سختى و ناراحتى كه پيش از ظهور)(صاحب حق پيش خواهد آمد رسيده است)
مرا محمّد بن سنان از يونس بن رباط كه گفت):
شنيدم ابا عبد اللَّه ٧ ميفرمود: و مانند حديث سابق را آورده است.
(١) ٥- (خبر داد ما را علىّ بن الحسين او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى عطّار در قم[١] او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسّان رازىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن علىّ كوفىّ از معمر بن خلّاد كه گفت):
از قائم در محضر امام رضا سخن بميان آمد فرمود: شما امروز آسودهتر از آن روز هستيد عرض كردند: چطور؟ فرمود: اگر قائم ما [٧] خروج كند بجز لختههاى خون و عرق ريختن و بر روى زينهاى اسبان خفتن چيزى نخواهد بود و قائم ٧ را بجز جامه درشت بافت و غذاى ناگوار نخواهد بود.
(٢) ٦- (خبر داد ما را سلامة بن محمّد او گفت: خبر داد ما را احمد بن علىّ بن داود قمّى او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسن صفّار از احمد بن محمّد بن عيسى و او از بعضى از رجال خود و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه فرمود: نوح از پروردگار خود در خواست نمود كه عذاب بر قومش فرو فرستد خداوند او را وحى كرد كه دانه خرمائى را بكارد همين كه درخت شد و ميوه داد و نوح از ميوه آن خورد آنگاه قوم او را هلاك كند و عذاب بر آنان فرو فرستد پس نوح هسته خرما را كاشت و يارانش از اين جريان آگاه كرد چون نخل بزرگ شد و ميوه داد و نوح از آن بر چيد و خودش خورد و بيارانش خوراند باو گفتند يا نبىّ اللَّه بوعديكه داده بودى وفا كن.
[١] كلمه قم قرينه است بر اينكه مقصود از علىّ بن الحسين همان علىّ بن بابويه معروف باشد ولى در چند مورد از اين كتاب كلمه مسعودى را بر آن اضافه كرده است و بگمان من كلمه مسعودى را نويسندگان حديث اضافه كرده باشند كه بعضى از آنان خيال كرده باشند كه على ابن الحسين همان مسعودى است در حالى كه مسعودى اصلا بقم نرفته و هيچ كس چنين چيزى در باره او نقل نكرده است علاوه بر اينكه محمّد بن يحيى از مشايخ على بن بابويه است نه مسعودى.