الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣١ - (باب ٢)(رواياتى كه در تفسير آيه شريفه و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)(رسيده است)
فرمود شما برگزيدگان خدائيد[١] چون وصىّ رسول خدا را پيش از آنكه بشما معرّفى شود شناختيد حال بگوئيد به بينم از كجا شناختيد كه او همان است؟ همگى در حالتى كه با صداى بلند ميگريستند عرض كردند يا رسول اللَّه ما بمردم كه نگاه ميكرديم هيچ گرايشى در دلهاى ما بآنها نبود ولى وقتى او را ديديم نخست اضطرابى در دلهاى ما پديد آمد و سپس آرامش يافت و جگرهاى ما بسوخت و اشك از ديدگان ما سرازير شد و سينههاى ما خنك شد آنچنان كه گوئى او پدر ما و ما فرزندان اوئيم. پيغمبر ٦ فرمود (تأويل قرآن را بجز خدا و ثابت قدمان در دانش كسى نميداند) شما از آنانيد تا آنجا كه خدا براى شما در ازل نيكو خواسته و شما از آتش بدوريد.
راوى گويد: گروه نام برده در مدينه ماندند تا آنكه در ركاب امير المؤمنين بجنگ جمل و صفّين حاضر شدند و همگى در صفّين كشته شدند، رحمت خدا بر آنان باد و پيغمبر، آنان را مژده بهشت داده بود و آگاهشان فرموده بود كه در ركاب علىّ بن ابى طالب بدرجه شهادت خواهند رسيد.
(١) ٢- (خبر داد ما را محمّد بن همّام بن سهيل، او گفت: حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد حسنىّ[٢] او گفت حديث كرد ما را ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق حميرى[٣] او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن [ي] زيد بن عبد الرّحمن تيمىّ از حسن بن حسين انصارىّ و او از محمّد بن الحسين و او از پدرش و او از جدّش كه گفت: علىّ بن حسين عليهما السّلام فرمود):
[١] در پاره از نسخهها چنين است
ُ( انتم بحمد اللَّه عرفتم)
( يعنى سپاس خدا را كه شما وصى رسول خدا را شناختيد.
[٢] ظاهرا او جعفر بن محمّد بن جعفر بن الحسن بن جعفر بن الحسن المثنّى است كه از سرشناسان طالبيّين است و در حديث ثقه بود و بسال ٣٨٠ در ماه ذى القعده بسنّ نود و چند سالگى در گذشت( جش).
[٣] در بعضى از نسخهها( خيبرى) است و ظاهرا هر دو درست نيست و( احمرى) درست است و او ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ است او مردى سست ايمان و در مذهبش متهم بود چنانچه در خلاصه است و شيخ هم در فهرست نزديك بهمين را گفته است و اضافه كرده است كه او كتابهائى تصنيف نموده كه دور از استحكام نيست و از جمله آنها كتاب:( غيبت) را ذكر كرده است و بايد دانست كه آنچه از تاريخ خطب در ترجمه احمد بن نصر بن سعيد نهروانى بدست مىآيد آنست كه يكى از دو نسبت، درست است: يا نهاوندى و يا نهروانى و گويا آنچه كه در تاريخ است تصحيف شده و درست همان نهاوندى است چنانچه در كتابهاى دانشمندان شيعه است.