الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٩٠ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
پيغمبر شمشير بدست بگيرد و از وى دفاع كند.
اين هنگام مردى از طرفداران بنى اميّه بمجلس آمد و سخن بريده شد، من پس از آن يازده بار بخدمت آن حضرت مراجعه كردم باشد كه پايان اين سخن را بشنوم نتوانستم، تا آنكه سال دوّم بخدمتش رسيدم او نشسته بود[١] حضرت فرمود:
اى ابراهيم او است كه اندوه شيعه خود را پس از تنگنائى شديد و گرفتارى طولانى و ستم و ترس بر طرف ميسازد خوشا بحال كسى كه آن زمان را درك كند اى ابراهيم همين تو را بس است. گويد در آن سفر، رهآوردى كه از اين حديث براى دلم سرور آفرينتر و براى چشمم روشنى بخشتر باشد بهمراه نياوردم.
(١) ٢٢- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد از براى ما ابو عبد اللَّه حسين بن محمّد كه اين حديث براى او از روى نوشتهاى خوانده شده بود و در آن نوشته ابو عبد اللَّه گويد حديث كرد از براى ما محمّد بن ابى قيس از جعفر رمانى و او از محمّد بن [ابى] القاسم خواهرزاده خالد بن مخلّد قطوانىّ[٢] او گفت حديث كرد ما را عبد الوهّاب ثقفى):
از جعفر بن محمّد [از پدرش محمّد بن علىّ] عليهما السّلام كه آن حضرت نگاهى بحمران انداخت و گريست سپس فرمود:
اى حمران شگفتا از مردم كه چسان غافلند يا فراموش كارند و يا خود را بفراموشى زدهاند و فرمايش رسول خدا را از ياد بردهاند كه بهنگام بيماريش مردم بعيادتش مىآمدند و سلام عرض ميكردند تا آنكه خانه از جمعيت پر شد اين هنگام
[١] ظاهرا مقصود موسى بن جعفر است.
[٢] در بعضى از نسخهها( خالد بن محمّد قطوانى) است ولى غلط است و صحيح همان است كه ما نوشتيم و خالد بن مخلّد در كتابهاى اهل سنت مشهور است و عبد الوهاب ثقفى همان عبد الوهّاب بن عبد المجيد ثقفىّ است كه در تقريب و تهذيب عقلانى عنوان شده است ولى راويان صدر سند را كسى متعرّض نشده است و ناشناسند.