الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٦٤ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
حسين دوازده امام تكميل مىگرداند نهمين آنان باطن آنها است و هم او ظاهر آنان است و او برترين آنان است و او قائم آنان است[١] عبد اللَّه بن جعفر در حديثاش اضافه كرده است كه (آنان قرآن را از تحريف تندروها و نسبتهاى باطل گويان و تأويل نادانان محفوظ ميدارند).
(و خبر داد ما را محمّد بن همّام و محمّد بن حسن بن محمّد بن جمهور از حسن ابن محمّد بن جمهور او گفت حديث كرد مرا احمد بن هلال او گفت حديث كرد مرا محمّد بن ابى عمير از سعيد بن عزوان[٢]):
از ابى عبد اللَّه ٧ كه فرمود: رسول خدا فرمود خداى عزّ و جلّ مرا برگزيد تا پايان حديث.
و از كتاب سليم بن قيس هلالى[٣] (١) ٨- (آنچه كه روايت كرده است آن را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده و محمّد ابن همّام بن سهيل و عبد العزيز و عبد الواحد دو فرزند عبد اللَّه بن يونس موصلىّ از رجال خودشان و آنان از عبد الرّزاق ابن همّام و او از معمر بن راشد و او از آبان بن ابى عيّاش
[١] در كمال الدين چنين است:( نهمين آنان قائمشان است و او ظاهر آنان و او باطن آنان است) علّامه مجلسىّ فرموده است: شايد مقصود از ظاهر بودن پيروزى آن حضرت بر دشمنان است و مقصود از باطن بودن غيبت او است.
[٢] و در كمال الدّين: از سعيد بن غزوان و او از ابى بصير و او از امام صادق روايت كرده است.
[٣] سليم از ياران علىّ ٧ بود حجّاج بن يوسف او را خواست تا بكشد او فرار كرد و به ابان بن ابى عيّاش پناهنده شد و بهمان حال اختفا نزد او ماند تا مرگش فرا رسيد بهنگام مرگ ابان را گفت تو را بر من حقّى است و من ميخواهم بميرم اى برادر زاده جريان كار پس از رسول خدا چنين و چنان شد و كتابى باو داد. و هيچ كس بجز ابان از سليم روايتى نكرده است چنانچه علّامه عقيقى گفته است.