الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٩ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
و در آن خطّ سفيدى شبيه بنور آفتاب نوشته شده بود[١] (١) گفتمش: پدرم و مادرم بفدايت اين صفحه چيست؟ فرمود صفحهاى است كه خداوند عزّ و جلّ به پيغمبرش هديّه داده است كه نام پدرم و نام شوهرم و نام دو فرزندم و نام جانشينان از فرزندم در آن نوشته شده است و پدرم آن را بعنوان چشم روشنى بمن داده است[٢] جابر گفت: مادرت فاطمه آن لوح را بدست من داده و من خواندم و نسخهاى از آن نوشتم، پدرم بجابر فرمود: اى جابر ممكن است آن را بمن نشان دهى؟ عرض كرد: آرى، پدرم بهمراه جابر بخانه او رفت پدرم صفحه پوستى در آورد و گفت: اى جابر تو بنوشته خودت نگاه كن تا من اين نوشته را براى تو بخوانم آنگاه پدرم بر جابر خواند و حتّى يك حرف نسخه پدرم با يك حرف نسخه جابر مخالف نبود جابر گفت خدا را گواه مىگيرم كه من همين طور ديدم كه در آن لوح نوشته شده بود:
بنام خداوند پر مهر و مهربان، اين نوشتهاى از سوى خداى عزيز حكيم به پيغمبرش و نورش و حجابش[٣] و سفيرش و راهنمايش اين نوشته را روح الامين از
[١] مرحوم فيض( ره) فرمايد: گويا آن صفحه سبز از عالم ملكوت از عالم ملكوت برزخى بوده و سبز بودنش كنايه از آنست كه متوسّط ميان نور عالم جبروت و سياهى عالم شهادت است و سفيد بودن نوشتهاش براى آنست كه آن از عالم اعلى نورى خالص بوده است( الشافى) و در كافى است:
شبيه رنگ آفتاب و در كمال الدّين مانند متن است.
[٢] در كافى
ُ( ليسرّنى بذلك)
است بجاى
ُ( ليبشّرنى بذلك)
و توجيه شده باينكه از اين كلمه استفاده مىشود كه فاطمه٧ پيش از آنكه لوح بدستش برسد اندوهگين بوده است و روايات ابن الزيّات و ابى خديجه سالم بن مكرم از امام صادق مؤيّد اين معنى است ولى با معنائى كه ما كرديم نيازى باين توجيه نيست.
[٣] علّامه مجلسىّ فرمايد: به پيغمبر ٦ حجاب گفته شده است از آن جهت كه آن حضرت واسطه ميان خداى سبحان و خلق است يا از آن جهت كه او را دو وجه است وجهى بسوى خدا و وجهى بسوى خلق و گفته شده است كه حجاب، كسى را گويند كه بدون او كسى را دسترسى بپادشاه نباشد.