الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٧ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
و جمعيّت خاطرى فراهم آيد و در نتيجه، مطلب فراموش شده بياد آيد و ذكر صلوات يكى از مصاديق توجّه بخدا و تحصيل نورانيّت است.
و امّا مسأله شباهت را علم امروز نيز اجمالا تأييد ميكند و اينكه آرامش خاطر بهنگام عمل جنسى و يا اضطراب آن اثرهاى متضادّى در انعقاد نطفه و تشكيل ساختمان وجودى طفل دارد].
(١) ٣- (و خبر داد ما را محمّد بن يعقوب كلينىّ از عدّهاى از رجال حديثش و آنان از احمد بن ابى عبد اللَّه محمّد بن خالد برقى و او از حسن بن عبّاس بن حريش و او از):
ابى جعفر محمّد بن على ٧ و آن حضرت از پدرانش كه امير المؤمنين ٧ بابن عبّاس فرمود كه همه ساله شب قدر هست و در آن شب كار يك سال و آنچه در آن سال بايد بشود نازل مىشود و براى اين كار پس از رسول خدا فرماندارانى است ابن عبّاس عرض نمود يا امير المؤمنين آنان كيانند؟ فرمود من و يازده نفر از نسل من امامانى كه فرشتگان با آنان سخن مىگويند.
(٢) ٤- (و خبر داد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را على بن محمّد از عبد اللَّه بن محمّد بن خالد او گفت حديث كرد مرا نصر بن محمّد بن قابوس[١] از منصور بن سندى و او از ابى داود مسترق و او از ثعلبة بن ميمون و او از مالك جهنى و او از حارث بن مغيرة و او از اصبغ بن نباته):
گفت روزى بخدمت امير المؤمنين علىّ ٧ رسيدم ديدم بفكر فرو رفته و بر خاك زمين خطهائى ميكشد گفتم: يا امير المؤمنين از خط كشيدن بر خاك خوشت مىآيد؟ فرمود: نه بخدا قسم نه باين كار و نه هرگز يكدم بدنيا ميل كردهام ولى
[١] در نسخههاى موجود اين چنين است، ولى در كافى ج ١ ص ٣٣٨:( از منذر بن محمّد بن قاموس) است و ظاهرا آنچه در كافى است درست است زيرا در مختار كشّى است.
( گفت محمّد بن مسعود- يعنى عيّاشى: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن محمّد بن خالد او گفت:
حديث كرد ما را منذر بن قابوس و اوثقه بود- تا آخر)