الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
(١) و امّا آنچه از ياد آورى و فراموشى پرسيدى همانا قلب آدمى در حقّهاى است و بر سر آن حقّه طبقى نهاده شده است هنگامى كه بر محمّد و آل محمّد درود تمامى فرستاده شود آن طبق از روى آن حقّه برداشته مىشود و دل روشن مىشود و آنچه فراموش شده است بياد آدمى مىآيد و اگر او درود بر محمّد و آل محمّد نفرستاد و يا از درود بر آنان كم كرده و پارهاى را نگفت آن سرپوش بر آن حقّه مىافتد و دل تاريك مىگردد و آدمى باشتباه افتد و آنچه را كه مىداند فراموش ميكند.
و امّا پرسشت از شباهت فرزند به عموها و دائىها؟ مرد، هنگامى كه با همسر خود هم بستر مىشود اگر با دلى آرام و اعصاب راحت و بدن بىاضطراب بهره جنسى برد، نطفه او در ميان رحم قرار مىگيرد و نوزاد به پدر و مادر شبيه مىشود و اگر با دلى ناآرام و اعصاب ناراحت و تن پر اضطراب بكار جنسى پرداخت آن نطفه نيز مضطرب مىشود و در حال اضطراب به پارهاى از رگها مىنشيند اگر برگى از رگهاى عموها نشست نوزاد بعموهايش شبيه مىشود و اگر برگى از رگهاى دائيها نشست فرزند بدائىهايش شبيه خواهد شد.
آن مرد گفت شهادت مىدهم بر اينكه معبودى بجز خدا نيست و همواره اين گواهى را مىدادم و شهادت مىدهم كه محمّد فرستاده خداست و همواره اين شهادت را مىدادم و بزبان مىآوردم و شهادت مىدهم كه تو- با دست اشاره بامير المؤمنين كرد- جانشين رسول خدائى و بر پا دارنده حجّت او و پيش از اين نيز همين را مىگفتم.
و گفت: شهادت مىدهم كه تو- و با دست اشاره بحسن كرد- وصى او هستى و برپا سازنده حجّت او و پيش از اين نيز همين را مىگفتم.
و شهادت مىدهم بر حسين بن على كه او وصى اوست و بر پا سازنده حجّتش و هميشه سخنم اينست.
و شهادت مىدهم بر علىّ بن الحسين كه كار وصايت حسين با اوست.