الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٨ - (باب ٢)(رواياتى كه در تفسير آيه شريفه و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)(رسيده است)
(١) سپس خداى عزّ و جلّ فرمود: وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا[١] (شيطان هميشه موجب خذلان آدمى است) پس هم صحبت و دوستى كه او را در دار دنيا از ذكر گم كرده و در آخرت خوار و زبونش ساخته و دوستى و همصحبتىاش بحال او سودى نداشته تا آنجا كه آن روز هر يك خود را از ديگرى بدور داشته است همانا همان مصاحبت شيطانست، سپس خداى عزّ و جلّ از زبان پيغمبرش ٦ كه در روز قيامت مىگويد، حكايت ميكند كه: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً[٢] (رسول گويد: پروردگارا قوم من اين قرآن را مهجور كردند) يعنى همان قرآنى كه تو دستور فرموده بودى كه آن را با اهل بيت من بدست داشته باشند و از آن دو پراكنده نشوند مهجور ساختند.
مگر اين همه خطاب و اين همه ملامت نه براى مردمى است كه قرآن بر زبان پيغمبر براى آنان و ديگران نازل شده؟ آنانى كه افراد اين امّتند و بر عترت پيغمبرشان ستم كردند و كتاب خدا را پشت سر انداختند. كسانى كه پيغمبر بروز رستاخيز گواه خواهد بود كه آنان گفتار او را در باره تمسّك بقرآن و عترت بدور انداختند و از آن دو بكنار رفتند و پيروى از هواى خود نمودند و امر و نهى اين دنيا و رنگ و روى اين زندگى را بر دينشان مقدّم داشتند چون در باره محمّد و آنچه آورده بود شكّ داشتند و بر اهل بيت پيغمبر خدا كه خداوند آنان را برترى عنايت فرموده بود حسد ميورزيدند.
مگر از پيغمبر ٦ روايت نشده است و كسى از اصحاب حديث انكار آن نتواند و موافق همين آيات است كه فرمود: گروهى از ياران من بروز رستاخيز از راست و چپ من ربوده ميشوند پس من ميگويم پروردگارا اينان هر چه باشند ياران منند پس خطاب ميرسد: اى محمّد تو نميدانى اينان پس از تو
[١] الفرقان ٢٩.
[٢] الفرقان ٣٠.