الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦ - (باب ٢)(رواياتى كه در تفسير آيه شريفه و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)(رسيده است)
چنين دعوت بسوى آنان شده بود رها كردند و از آنان رو گردان شدند و از آنان بريدند و دستور رسول خدا ٦ را بمسخره گرفتند و سخنش را بيهوده انگاشتند و آن را كه خداى تعالى فرمانبرى و پرستش و كسب روشنائى از او را بزبان پيغمبر خودش واجب كرده بود و فرموده بود فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ[١] (اگر نميدانيد از اهل ذكر بپرسيد) و فرموده بود: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[٢] (خدا را فرمان بريد و پيغمبر و صاحبان امر را فرمانبريد) بدور انداختند و رسول خدا ٦ رهنمون گشته بود كه نجات در آنست كه دامن او گيريد و بگفته او عمل كنيد و بدستور او تسليم شويد و از او بياموزيد و از نور او روشنى بگيريد ولى اين حقيقت را براى ديگرى ادّعا كردند و از آنان بديگرى رو آوردند و بجاى آنان بديگرى راضى شدند خدا نيز آنان را از دانش دور ساخت و هر كس بر طبق هواى نفس خود تأويلى كرد و گمان كردند كه با عقلها و قياسها و رأيهاى خودشان از امامانى كه خداوندشان براى مردم، راهنما تعيين فرموده بىنيازند.
و چون آنان با دستور خدا مخالفت كردند و از آنچه خداوند اختيار كرده بود عدول كردند و از اطاعت خدا و اطاعت كسى كه خداوند اختيارش كرده بود سرباز زدند خدا نيز آنان را بخودشان واگذاشت كه بر طبق اختيار آراء و خردهاى خودشان عمل كنند اين بود كه سرگشته و گمراه شدند چه گمراهى دور و درازى؟ هم خود هلاك شدند و هم ديگران را هلاك نمودند آنان در پيشگاه وجدان خود هم چون كسانى هستند كه خداى عزّ و جلّ فرموده است: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[٣] (بگو اى پيغمبر آيا شما را از افرادى كه زيان بارترين كارها را دارند بياگاهانم؟ آنان كسانى هستند كه در زندگى
[١] الأنبياء ٧.
[٢] النساء ٦٠.
[٣] الكهف ١٠٣.