الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٦٩ - بودن آن حضرت فرزند زن اسير و فرزند برگزيده از كنيزان
ابى جعفر (امام باقر) ٧ كه گويد: بآن حضرت عرض كردم: نام يكى از شايستگان را و مقصودم حضرت قائم بود براى من بفرما. فرمود: نام او نام من است گفتم آيا همچون محمّد ٦ رفتار ميكند؟ فرمود: هرگز هرگز اى زرارة طبق رفتار او رفتار نميكند. عرض كردم: فدايت شوم، چرا؟ فرمود:
همانا رفتار رسول خدا در امّتش با (منّت گذاشتن) بود[١] حضرتش با مردم الفت داشت ولى رفتار امام قائم با كشتار است زيرا در كتابى كه بهمراه دارد دستور چنين داده شده است كه بكشتار رفتار نمايد و توبه از كسى نپذيرد[٢] واى بحال كسى كه با او دشمنى ورزد.
(١) ١٥- (خبر داد ما را علىّ بن حسين بهمين اسناد از محمّد بن علىّ كوفى و او از عبد الرّحمن بن ابى هاشم و او از ابى خديجه و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه آن حضرت فرمود: علىّ ٧ فرمود: مرا چنين حقّى بود كه فراريان از جبهه جنگ را بكشم و زخمىها را كارشان يكسره كنم ولى اين كار بملاحظه آينده ياران نكردم باشد كه اگر آنان نيز زخمى شدند كشته نشوند و امام قائم راست كه فراريان را بكشد و كار زخمى را يكسره كند.[٣]
[١] اقتباس از آيه شريفه است يعنى در جنگها باسيران منّت ميگذاشت و بدون فدا آزادشان ميكرد: مترجم.
[٢] يعنى توبه دشمنانش را كه با او در حال جنگند و منافات ندارد كه توبه افراديرا كه از روى ناآگاهى ايمان نياوردهاند و پس از آگاهى ايمان بياورند بپذيرد و در بعضى از نسخهها بجاى( لا يستتيب) كلمه( لا يستنيب) است يعنى نايب نمىپذيرد و خودش كارها را انجام ميدهد ولى مناسبتى ندارد.
[٣] كلينىّ و نيز شيخ در تهذيب با سند از ابى حمزه ثمالى نقل كردهاند كه گويد: علىّ بن الحسين ٧ را عرض كردم رفتار على ٧ در باره اهل قبله بر خلاف رفتار رسول خدا در باره اهل شرك بود گويد: آن حضرت خشمناك شد سپس نشست و فرمود: بخدا قسم رفتارش همان رفتار رسول خدا در روز فتح مكّه بود، همانا علىّ ٧ بمالك كه در روز بصره در پيشاپيش سپاه بود نوشت كه بجز كسى را كه با او روبرو مىشود، با نيزه نزند و فرارى را نكشد و كار زخمى را نسازد و هر كس كه در خانهاش را ببندد در امان است.
پس مالك فرمان را گرفت و پيش از آنكه آن را بخواند بر قربوس زين گذاشت و فرمان داد كه آنان را بكشيد سپاه نيز آنان را كشتند تا آنكه فراريان را بكوچههاى بصره داخل كرد آن وقت فرمان را باز كرد و خواند و دستور داد جار بزنند و سپاه را از مضمون فرمان آگاه كنند.