الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٥٧ - وصف رفتار و كردار آن حضرت
خروشان درياها ماهى است تابان[١] و چراغى است پر نور و نورى است درخشان و ستارهاى است راهنما امام آب خوشگوار بر لب تشنگان است و نورى است راهنما و نجات بخش از هلاكت امام همچون آتشى است كه بر قلّهها روشن كنند تا سرمازدگان از گرماى آن بهرهمند شوند و راهنمائى است در هلاكتگاهها كه هر كس از او جدا شود بهلاكت خواهد رسيد.
امام يعنى ابر بارنده و باران تند و درشت و آفتاب نور افشان و آسمان سايه افكن و زمين پهناور و چشمه پرجوش و آبگير پر از آب و گلستان پر از گل و ريحان.
امام يعنى دلارام رفيق و پدر مهربان و شفيق و برادر تنى، و مادر نيكو كار نسبت بكودكش و پناهگاه بندگان در مصيبتهاى بزرگ.
امام يعنى امين خدا در ميان خلقش و حجّت او بر بندگانش و خليفهاش در شهرهايش و دعوتكننده بسوى خدا و دفاعكننده بسوى خدا و دفاعكننده از حريمهاى خداوندى.
امام، يعنى پاكيزه از گناهان و دور از عيبها و داراى دانش مخصوص و متّصف به بردبارى و وسيله نظام يافتن دين و عزت مسلمين و خشم منافقين و هلاكت كافرين.
امام يعنى يگانه دوران كه هيچ كس هم افق شدن با او نتواند و هيچ دانشمندى بهمگامى با او نرسد و عوضى از براى او يافت نشود و مثل و مانندى براى او نباشد برترى مخصوصى دارد بدون آنكه بدنبالش رفته باشد و يا در مقام كسبش بوده باشد بلكه اين ويژهگى از جانب خداى برترى بخش و بخشاينده باو عنايت شده است.
پس كيست كه بتواند بشناسائى امام برسد يا امكان گزينش امام را داشته باشد هرگز، هرگز، عقلها در بارهاش گم و افكار گمراه و مغزها حيران و ديدهها خيره و بزرگان در برابرش كوچك و حكيمان حيرانند و بردباران داراى قصورند و خطيبان زبان بسته و خردمندان در باره او نادانند و شاعران لالند و ادبا ناتوانند و بليغان
[١] در بعضى از نسخهها بجاى
ُ( البدر المنير)
نوشته شده است
ُ( النذير البشير)
و شايد بعلت تشابه خطّى اشتباه شده باشد.