الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٢٢ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
كه صاحبشان بقيافه جوان بر آنان خروج ميكند در صورتى كه آنان چنين مىپندارند كه بايد پير مرد فرتوتى باشد.
[شرح: در روايت كلمه
(شابّ موفق)
است و مجلسىّ فرموده است مقصود از موفق يعنى جوانى كه اعضايش و اخلاقش در كمال اعتدال باشد يا آنكه كنايه از آنست كه آن حضرت مانند اواسط دوران جوانى بلكه پايان جوانى مينمايد و اين گونه جوان را موفق گويند براى آنكه جوان در اين سالها بتحصيل كمالات موفّق مىشود].
(١) ٤٤- (محمّد بن همّام گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد بن مالك او گفت:
حديث كرد مرا عمر بن طرخان او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن اسماعيل از علىّ ابن عمر بن علىّ بن حسين عليهما السّلام و او از):
ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام كه آن حضرت فرمود: از فرزندان من آنكه قائم است باندازه عمر حضرت خليل كه يك صد و بيست سال است عمر ميكند و تا اين مقدار قابل درك است سپس غيبتى در دهر (بروزگار دراز) خواهد نمود و بقيافه جوان رشيد سى و دو ساله ظهور ميكند تا آنجا كه گروهى از مردم از اعتقاد باو باز ميگردند، و او زمين را پر از عدل و داد ميكند همان طور كه از ستم و تجاوز پر شده باشد.
[مترجم گويد: روايت باين نحو كه ما ترجمه كرديم معنائى صحيح دارد و نيازى نيست بآن كه گوئيم در روايت تقديم و تأخيرى از ناحيه راوى و يا كاتب شده است چنانچه بعضى از محقّقين فرموده است كه جمله
(حتى يرجع عنه طائفة من الناس)
بدنبال
(يغيب غيبة في الدهر)
بوده است زيرا بنا بر آنچه ما معنى كرديم علّت بازگشت مردم از آن حضرت همين است كه او را پس از سالهاى دراز بصورت جوان مشاهده ميكنند چنانچه در روايت پيش نيز اشاره شد كه يكى از بزرگترين ابتلائات و آزمايش مردم ظهور آن حضرت بقيافه شابّ موفق است].