الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٧ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
پرچم سرخ و بيرق سبز است وه كه چه روزى است مر نوميدان را آن روز ميان اين دو شهر «انبار» و «هيت». آن روز روز مصيبت بزرگ براى كردها و خوارج[١] خواهد بود، روز ويرانى كاخ فرعونها و جايگاه ستمگران و فرمانداران ظالم است، و روز خرابى ما در شهرها و همرديف شهر عاد (يا شهر ننگ) است و اى عمر بن سعد اين شهر بپروردگار علىّ سوگند شهر بغداد خواهد بود.
اى لعنت خدا بر گنهكاران از بنى اميه و بنى عبّاس خائنانى كه پاكان از فرزندان مرا مىكشند و حق مرا كه بر آنان دارم ملاحظه نمىكنند و در آنچه بحريم من روا ميدارند از خدا نميترسند، همانا روزى در انتظار بنى عبّاس است بسيار سخت كه در آن روز همچون زن باردار فرياد بر آرند واى بحال شيعه اولاد عباس از جنگى كه در فاصله نهاوند و دينور روى ميدهد و آن جنگ فقراء شيعه علىّ است كه به پيش آهنگى مردى از همدان خواهد بود همنام با پيغمبر ٦ و داراى اخلاق معتدل و خوش خلق و خوش رنگ صداى ترس آورى دارد، و مژگانهايش دراز، و گردنش بلند، و ميانه زلفش از هم باز، و دندانهاى پيشين با فاصله، سوار بر اسبش هم چون ماه شب چهارده كه در تاريكى ميدرخشد همراه با جمعيتى كه بهترين جمعيتها باشند، كه پناه بدين بردهاند، و بآن تقرّب بخدا جستهاند و متديّن بآن دين گشتهاند، آنان قهرمانانى هستند از عرب كه خود را آن روز بآن جنگ سخت و شكست دهنده ميرسانند و با دشمنان ميجنگند آن روز براى دشمن روز مصيبت و بيچارهگى است.
(١) در اين دو حديث از غيبت و صاحب غيبت بمقدار كافى ياد شده است و از براى كسى كه جوياى حقيقت باشد شفا بخش و بر اهل انكار و عناد حجّت را تمام
[١] عبارت متن( شراة) است و از آنرو بخوارج ترجمه شد كه آنان چنين مىپندارند كه جان خود را برضاى خدا فروختهاند.