الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٤ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
برود و باعث آن گردد كه ما معتقد شويم بر وجود او و بصحّت آنچه در حديث پيش از اين حديث ثابت شد كه فرمود: (بطور مسلّم زمين از حجّت خدا خالى نمىماند ولى خداوند، مردم را بخاطر ستم و جورشان و بواسطه اسراف بر خودشان از ديدار او كور ميكند).
سپس يوسف را بعنوان مثال ذكر كرد كه امام ٧ عينا و شخصا وجود دارد ولى در آن زمان مىبيند و ديده نميشود چنانچه امير المؤمنين فرمود كه تا روز و وقت وعده و نداى منادى از آسمان برسد بار الها تو را ستايش و سپاس ميكنيم بر نعمتهائى كه از شماره بيرون است و بر منّتهائى كه قابل جبران نيست و از تو ميخواهيم كه ما را با رحمت خود بر اين هدايتى كه در اختيار ما گذاشتهاى ثابت- قدم بدارى.
(١) ٤- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را احمد ابن محمّد دينورىّ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن كوفىّ[١] او گفت: حديث كرد ما را عميره دختر اوس[٢] او گفت: حديث كرد مرا جدّم حصين بن عبد الرّحمن از عبد اللَّه بن ضمره[٣] و او از كعب الاحبار[٤] كه گفت:
چون روز رستاخيز شود مردم بر چهار صنف بمحشر مىآيند: صنفى سواره و صنفى پياده و صنفى وارونه و سر بزير و صنفى در حالى كه بصورتهاشان افتادهاند
[١] ظاهرا او همان ابن فضّال تيملى معروف باشد.
[٢] در بعضى از نسخهها( غمرة دختر اوس) است و هيچ كدام از اين دو نام را در جايى نديدهام.
[٣] عبد اللَّه بن ضمره سلولى مردى است ثقه و در التقريب است كه عجلى او را توثيق كرده است.
[٤] كعب الاحبار بن ماتع حميرى است كه كنيهاش ابا اسحاق است و نيز ثقه است( التقريب)