الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦١ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
را باو عطا كن و در نسل او قرار بده كسى را كه شبيه عيسى ٧ باشد. بار الها تو خليفه منى بر او و بر عترت و ذريّه [پاك] و پاكيزهاش، عترتى كه تو از آنان پليدى [و نجاست] را بردهاى و بر خورد شياطين را از آنان برگرداندهاى. بار الها اگر قريش در باره او ستم كند و ديگرى را بر او مقدّم بدارد او را بمنزله هارون از موسى قرار بده هنگامى كه موسى [از نزد هارون] غايب گشت.
سپس مرا فرمود: اى علىّ چقدر در ميان فرزندان با فضيلت تو- [چقدر از فرزندان با فضيلت تو] باشند كه كشته شوند و مردم هم چنان ايستاده و بىتفاوت تماشا كنند زشت باد امّتى كه به بيند فرزندان پيغمبرش بستم كشته ميشوند و آنان بىتفاوت باشند [كمك نكنند] همانا كشنده و كسى كه دستور كشتن بدهد و كسى كه به بيند و بىتفاوت باشد همگى در گناه و لعنت برابر و شريكند.
اى پسر يمان، قريش نسبت به بيعت علىّ و ولايت او سينههايشان گشوده نگردد و دلهايشان راضى نشود و زبانشان روان نگردد مگر از روى بىميلى و كورى و زبونى.
اى پسر يمان، بزودى قريش علىّ را بيعت ميكند و سپس بيعت را ميشكند و با او بجنگ و ستيز بر ميخيزد و نسبتهاى بزرگ باو ميدهد و پس از علىّ زمام كار را حسن بدست ميگيرد و بيعت او هم شكسته مىشود سپس حسين بولايت ميرسد و امّت جدش او را ميكشند.
اى لعنت بر امّتى كه پسر دختر پيغمبر خودش را بكشد و چنين امّتى عزيز مباد، و لعنت بر پيشاهنگش، و بر كسى كه كارهاى فاسق امّت را ترتيب ميدهد.
سوگند بآن كه جان على در دست اوست اين امّت پس از آنكه فرزندم حسين كشته شود همواره در گمراهى و ستم و كجروى و تعدّى و اختلاف در دين و تغيير و تبديل احكام خدا كه در قرآن است و در ظاهر نمودن بدعتها و باطل ساختن سنّتها و اختلال و قياسهاى شبهه ناك[١] و ترك دستورات صريح قرآن خواهند بود تا آنكه
[١] در بعضى از نسخهها( و احتيال و قياس مشتبه) است يعنى: حيله و قياس شبهه ناك.