الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٥٨ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
از او واجب، پايان نقل از مجلسىّ.
مترجم گويد: لازمه توجيهى كه مجلسىّ فرموده است آنست كه از براى مردم در زندگى فردى و وظيفه دينيشان دستور العمل لازم است و اين معنى اعمّ از وجود امام است چنانچه معلوم است بنا بر اين مقصود از اين گونه روايات بيان مشيّت الهى است در امر امامت، و اللَّه العالم].
(باب ١٠) (آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما) (امير المؤمنين و امامان بعد از او عليهم السّلام بياد آن حضرت بودهاند و مردم را) (بغايب شدن آن حضرت هشدار دادهاند)
(١) ١- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد بن مالك، او گفت: حديث كرد ما را اسحاق بن سنان، او گفت: حديث كرد ما را عبيد بن خارجه از علىّ بن عثمان و او از فرات بن احنف و او از):
ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد و آن حضرت از پدرانش عليهم السّلام: فرمود:
در دوران امير المؤمنين آب فرات طغيان كرد، امير المؤمنين و دو فرزندش حسن و حسين سوار شدند و چون بطايفه ثقيف گذر كردند آنان گفتند كه علىّ ٧ آمده است كه آب را برگرداند، علىّ ٧ فرمود: هان بخدا قسم كه من خودم و اين دو فرزندم بطور مسلّم كشته خواهيم شد و حتما خداوند مردى را از اولاد من در آخر الزّمان بخون خواهى ما بر ميانگيزد و او حتما از آنان پنهان خواهد شد تا گمراهان مشخّص شوند، تا آنجا كه يك فرد نادان خواهد گفت: خدا را در آل محمّد نيازى نيست.
(٢) ٢- (خبر داد ما را محمّد بن همام و محمّد بن حسن بن محمّد بن جمهور هر دو از حسن بن محمّد جمهور او گفت: حديث كرد ما را پدرم از بعض رجال