نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٩٤
مطلوب كه از آن به عناوينى؛ همچون: مدينهى فاضله و حيات طيبه ياد مىشود، توسط پيامبر بزرگوار اسلام كه سرچشمه ايمان، علم و خيرخواهى منحصر به فرد و نيز خطاناپذير هستند، ارائه شده است. و اصولا در اعتقادات اسلامى، قانونگذارى حق انحصارى خداوند و يا كسانى است كه از جانب او مأذون هستند؛ زيرا
اولا: خداوند نسبت به همهى مصالح حقيقى بشر آگاهى كامل دارد،
ثانيا: خداوند عادل است و هيچ ستمى بر بندگان روا نمىدارد،
و ثالثا: خداوند در قانونگذارى هيچ منفعتى ندارد و هرچه هست جريان خير و صلاح است كه از ناحيه او متوجه بندگان مىشود.[١]
ب. احساس آرامش و خوشبختى و تابع اعتقاد به خداوند و تبعيت از وحى
انسان محدود، با خواستههاى نامحدود، اگر در برخورد با شدائد و شرايط سخت محيط، با ديد مادى به جهان بنگرد، نمىتوان از او توقع و انتظارى بيش از اين داشت.
هميشه خود را ناكام و مغبون مىبيند و سراسر زندگى او آميخته از دغدغه و اضطراب مىشود؛ چون ديدگاهى كه در آن ماده به عنوان منشأ قوانين و جهان نيز، همين دنيا معرفى مىشود و وراى ماده و هستى ملموس و محسوس، چيزى به رسميت شناخته نمىشود گريز از اين وضعيت و رسيدن به آرامش روحى، تنها در پرتو تغيير نوع نگاه به هستى، انسان و غايت او و پيوستن به دعوت انبيا ممكن مىشود. مكتب انبياى الهى با دعوت به پرستش خدا و اعتقاد به جهان ديگر، قفس تنگ عالم مادى را شكسته، انسان را به ابديتى پيوند مىدهد كه بدون احساس پوچى و سرگردانى و با مقصد قرار دادن خداوند و پيوستن به مقام قرب او، كمال، خوشبختى و سعادت خود را جستجو مىكند.
علاوه بر آن، برقرارى عدالت كه از اصلىترين اهداف بعثت پيامبران است،[٢] موجب مىشود كه جلوى تعدّى و تجاوز به حقوق انسانها گرفته شود و آنها از زندگى در چنين نظامى، احساس راحتى و آرامش كنند.
[١] - رجوع كنيد به: محمد تقى مصباح يزدى؛ نظريه سياسى اسلام؛ جلد اول، صص ٢٤٣- ٢٣٩.
[٢] -\i لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛\E ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و معيار فرود آورديم تا مردم عدل و قسط را به پا دارند؛ حديد، آيه ٢٥.