نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٣٦
الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم[١]؛ و چون امرى كه باعث ايمنى يا ترس مسلمانان است و بايد پنهان داشت، منتشر مىسازند؛ درحالىكه اگر به پيامبر و كسانى كه صاحب حكم هستند، مراجعه مىكردند؛ همانا آنان كه اهل بصيرت هستند، تدبير كار را مىدانستند. (و در آن واقعه صلاحانديشى مىكردند).
«اولى الامر»، واژهاى است كه از دو كلمهى «اولى» (صاحبان) و «امر» (فرمان يا شؤون كشور) تشكيل شده و به معناى فرمانروايان و صاحبان امور اجتماع اطلاق مىشود. بررسى اين آيات، بيانگر آن است كه حاكميت اولى الامر از حاكميت خدا و پيامبر نشأت گرفته و تداوم ولايت آنان است؛ همچنين اين حاكميت، منحصر به ائمه معصومين عليهم السّلام نبوده و در دوران غيبت در اختيار فقهاى عالم و عادل قرار مىگيرد.
علاوه بر اين، گروه ديگرى از آيات قرآن كه به شرح مسايل و موضوعاتى؛ چون: امر به معروف و نهى از منكر و لزوم اجراى احكام الهى در جامعه مىپردازد، به گونهاى با مسألهى ولايت فقيه در ارتباط بوده و ضرورت حاكميت فقهاى عادل بر جامعه اسلامى را گوشزد مىكند؛ زيرا همچنانكه در مباحث مربوط به لزوم تشكيل اصل حكومت بيان شد، اجراى حدود الهى و مراتبى از امر به معروف و نهى از منكر، بدون وجود حكومت و رهبرى امكانپذير نيست؛
براى مثال، يكى از انديشمندان مسلمان در شرح آيهى زير مىنويسد:
و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون[٢] «بادقت در دو آيه قبل و بعد اين آيه كه در زمينه دعوت به تقوا، رعايت حق الهى، اعتصام به حبل الله و اتحاد است، مىتوان دريافت كه آيهى فوق دلالت بر ولايت فقها و علما مىكند. واضح است كه صرف وجود رهبران الهى و وظيفهشناس و داعى به خير، موجب فلاح و سعادت جامعه نمىشود. اگر نظامى بر پايهى حاكميت رهبران الهى و اولياى امور و مردم شكل نگرفته باشد و ولى مطلق مسلمين، اعم از امام معصوم يا فقيه اعلم و اتقى و شديد التدبير، سرپرستى آن را در دست نداشته باشد، فلاح و رستگارى جامعه حاصل نخواهد شد؛ پس آيهى مباركهى فوق يكى از ادلّهى قوى و متقن ولايت فقيه و
[١] - سوره نساء؛ آيه ٨٣.
[٢] - آل عمران، آيه ١٠٤.