نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٢٨
با آغاز غيبت كبرى، فقها و عالمان دين جايگاهى رفيعتر از قبل يافتند و به عنوان نوّاب عام امام زمان (عجل اللّه تعالى فرجه الشريف) محل رجوع عموم شيعيان شدند. آنها علاوه بر پاسخگويى به سؤالات و دريافت و صرف وجوهات در موضع خود، در صورت امكان به قضاوت و اجراى حدود نيز مىپرداختند تا شيعيان ناچار از مراجعه به طاغوت (حاكمان غاصب و ستمگر) نباشند و امور دين و دنياى خود را بر محور ولايت ائمه عليهم السّلام و تبعيت از صراط مستقيم ايشان، سامان دهند.
بنابراين، ولايت فقيه از ابتدا در صحنهى عمل و زندگى روزمرهى شيعيان، مطرح بوده و يكى از عناصر فرهنگى دينى آنان به شمار آمده است؛ هرچند كه همواره دامنهى حاكميت فقها، متأثر از شرايط خاص اجتماعى بوده و به تناسب سطح قدرت سياسى شيعيان، سعه و ضيق مىيافته است.
امّا از بعد علمى نيز ايدهى ولايت فقيه به زمان علماى سلف بازمىگردد و نخستين جوانههاى انديشهى حاكميت فقها در بوستان علم و دانش بزرگانى، چون شيخ مفيد و محقق كركى روييده است.
شيخ مفيد (م: ٤١٣ ه ق) كه از انديشمندان بزرگ قرن چهارم و پنجم هجرى است، بالاترين مرحلهى امر به معروف و نهى از منكر؛ يعنى كشتن و صدمه زدن و نيز اجراى حدود كه از شؤون ولايت سياسى است، را از وظايف سلطان اسلامى، دانسته و مىفرمايد: «اجراى حدود اسلام وظيفهى سلطان اسلام است كه از جانب خداوند منصوب مىشود. منظور از سلطان اسلام، ائمهى هدى از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم هستند يا كسانى كه از جانب ايشان منصوب گرديدهاند؛ امامان معصوم اين امر را به فقهاى شيعه تفويض كردهاند تا در صورت امكان مسؤوليت اجرايى آن را بر عهده گيرند.[١] ايشان در ادمه از جهاد و مبارزه با كافران، تنفيذ و اجراى احكام، داورى قضاوت، و اقامهى نمازهاى جمعه و عيدين سخن مىگويد و تمام اين امور را نيز از وظايف ولى فقيه بيان مىكند.[٢] همچنين شيخ مفيد رحمه اللّه تصرف در انفال را كه شامل منابع و اموال بسيار مىشود، بسته به اجازهى امام عادل مىداند و در واقع دامنهى اختيارات ولى فقيه را به
[١] - شيخ مفيد، المقنعه؛ ص ١٢٩.
[٢] - مجموعه« الجوامع الفقهيه»؛ ص ٨١٠.