نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٠٤
و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين كله للّه؛[١] با كافران نبرد كنيد تا ديگر در زمين فتنه نشود و دين بشريت تنها از آن خدا باشد؛ يعنى تا زمانى كه قلب دنياى سركش كفر مىتپد، تا عصيان عليه خداوند به صورت تشكيليافته و سازمانيافته، ادامه دارد، تا فساد در پهنهى زمين رواج دارد و تا فتنه و فتنهگرى در جهان باقى است، مبارزهى حق پويان براى محو تمامى مظاهر شرك، كفر، نفاق و اقامهى عدل و ايمان، قطعى و اجتنابناپذير است و اين يك مبارزهى دائمى خواهد بود.
٤. تكاملى بودن روند كلى ولايت الهى
نظام الهى و حكومت دينى، حكومتى است كه سرمايهى اصلى خود را در تحقق يافتن، مردم و پذيرش مردمى مىداند. تاريخ حكومتهاى دينى و نظام سياسى اسلام بر اين مطلب گواه است كه هروقت مردم حكومت دينى را پذيرا شدند و دست زمامداران الهى را به بيعت يارى و تبعيت فشردند. قدرت و شكوه دين رو به فراگيرى گذاشت و آنگاه كه به هر دليلى، از رهبران حقيقى دينى رويگردان شدند و حاضر به پذيرش ولايت و سرپرستى آنها نشدند، دست رهبران الهى در حكومت بسته شد و نتيجهى طبيعى و منطقى آن به صورت ضعف و سستى دولت و حكومت الهى و باعث غلبهى ارزشها و حكومتهاى طاغوتى، مادى و نفسانى گرديد.
البته فرمانبرى و پذيرش مردم از حكومتهاى الهى و عادلانه، تناسب مستقيم با علم و آگاهى آنان دارد؛ چنانچه در مقاطعى از تاريخ به تبع تفاوت فهم و بينش مردم، فراز و نشيب محسوس و مشخص را در پذيرش حكومتهاى الهى مشاهد مىكنيم.[٢] تكامل و استقرار كامل حكومت دينى، بستگى به پيدايش كمال در ناحيهى پذيرش مردمى و اجتماعى دارد و آن نيز در گرو، كمال فهم و ادراك بشريت از دين خواهد بود
[١] - انفال، آيه ٣٩.
[٢] - پذيرش حكومت رسول الله صلّى اللّه عليه و اله و سلم، عدم تمكين به حكومت امير المؤمنين عليه السّلام بازگشت به امير المؤمنين، پس از چشيدن طعم حكومت سه خليفه، تن دادن به حكومت معاويه و يزيد و شانه خالى كردن مردم از حكومت امام حسن مجتبى عليه السّلام، و ... و بالاخره روى آوردن مردم به دين و حكومت دينى و استقرار نظام اسلامى در ايران.