نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٦٧
طبق قانون اساسى روش خاصى وجود دارد. نمونهى حكومت رياستى را مىتوان ايالات متحده آمريكا مثال زد.
همچنين هركدام از حكومتهاى رياستى يا پارلمانى، مىتوانند به شكل تكساخت و فدرال اداره شوند. در حكومت تكساخت يا يونيترى، يك حكومت مركزى با اقتدار كامل وجود دارد. همهى اختيارات حكومت در وهلهى نخست به حكومت مركزى مىشود كه اختيار كامل دارد تا با صلاح و نظر خود، آن اختيارات را در تقسيمات كشور توزيع نمايد.
ممكن است كه مديريت كشور در اين نوع حكومت به چند واحد، استان، ناحيه يا منطقه تقسيم شده شود.
در حكومت فدرالى، قدرت بين دولت مركزى و ايالتها تقسيم شده است و هر ايالت در منطقه و امور داخلى، سياست خاص خود را اعمال مىكند. اين نوع حكومت، معمولا در كشورهايى كه داراى قلمرو وسيع، نواحى و جغرافياى متنوع، نژادهاى ناهمگون و صاحب مليتها، زبانها و اديان متعدد هستند، رايج است.
معمولا در قانون اساسى حكومتهاى فدرال، به جز امور بسيار مهم، از قبيل: امور بين الملل، جنگ، صلح، پول رايج و مهاجرت، ساير اختيارات به دولتهاى محلى واگذار مىشود.[١]
٣. ارزيابى دموكراسى
مزايا و نارسايىهاى دموكراسى:
طرفداران دموكراسى، براى اثبات برترى آن بر ساير نظامهاى سياسى، خوبىها و شايستگىهايى را نام بردهاند؛ از جمله: تحقق حاكميت اكثريت، تعيين مسؤولان ادارهى كشور و حق عزل آنان، كارآمد شدن حكومت از طريق انتخابات عمومى، كنترل عمومى و مسؤوليت عمومى، ايجاد حسّ شهروندى و مفيد واقع شدن افراد جامعه به وسيله مشاركت همگانى در ادارهى كشور، تأمين آزادىهاى فردى و تضمين حقوق شهروندى، مانند: آزادى عقيده و بيان، مطبوعات و اجتماعات، تأمين برابرى در زمينههاى اقتصادى، سياسى و حق رأى براى همهى اعضاى جامعه، آموزش سياسى تودهها، در خلال مبارزات
[١] - همان، صفحات ٣٤٢- ٣٣٥.