نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٨٧
٣. نظام سياسى با رهبرى پادشاه (نظام سلطنت)
در اينجا، مراد از نظام سلطنت، نوعى حكومت موروثى است كه در ميان مسلمان و در امتداد نظام خلافت پيدا شد و به شكلگيرى نظامهاى سلطنتى قدرتمند، در عالم تشيّع و تسنّن انجاميد؛ همانند: سلاجقه، آل بويه، دولت عثمانى و سلسلههاى صفويه، افشاريه، قاجاريه و حتى سلسله پهلوى كه در سايه دينمدارى حكومت داشتند و با نسبتهاى متفاوتى خود را به دين منتسب مىكردند. اين تفاوت نسبت را از شاه طهماسب صفوى كه سلطنت خود را با اجازه محقق كركى انجام داد و از او به عنوان ولى فقيه، در امور اذن تصرف گرفت و نيز كليه امور شرعى به دست محقق كركى بود[١]، مىتوان ملاحظه كرد تا شاهان پهلوى كه در حركتى متعارض، به ظاهر خود را طرفدار اهل بيت و ائمه اطهار عليهم السّلام دانسته و سلطنت خود را عطيهى الهى و تحت توجه ائمه معصومين قلمداد مىكردند و نيز خود را سايه خدا مىدانستند؛ ولى در عمل به دنبال برانداختن اساس دين، تضعيف نهادهاى دينى، بىاعتبار ساختن دين در اذهان عمومى و همچنين تضعيف عقايد و باورهاى دينى مردم و عقب راندن احكام و ضوابط دينى از امور حقوقى و اجتماعى آنها، بودند.
البته شيعيان و علماى شيعه، گاهى مواقع از روى اضطرار، تقيه و حفظ مصلحت مسلمين، حكومت سلاطين را مىپذيرفتند؛ اما همچنان آنها را، غاصب حق ولايت مىدانستند.
اغلب علماى اهل سنت بر اين عقيده بودند كه حاكم در جوامع اسلامى مصداقى از «ولى امر» مورد اشاره در كتاب و نص است. در اين نظريه، «ولى امر» به كسى اطلاق مىشود كه عهدهدار «امر» باشد؛ چنانچه ابن تيميه[٢] با اشاره به حديثى از پيامبر كه فرمودهاند: اگر تعداد كمى؛ حتى سه نفر يا در برخى از متون، دو نفر، مسلمان به سفرى مىروند، لازم است، يكى از آنها عهدهدار «امارت» ديگرى شود، نصب امام به مفهوم پيشوا يا ولى امر را واجب دينى مىداند. او مانند: «ابن جماعة» و بسيارى ديگر، ضرورت حكومت و نصب امام
[١] - رجوع كنيد به كتاب: روضات الجنات؛ محمد باقر موسوى خوانسارى، ج ٤، ص ٣٦٣، ٣٦٢ و همچنين:
مفاخر اسلام؛ على دوانى، ج ٤، ص ٤٤١ و نيز: رياض العلماء و حياض الفضلاء؛ عبد الله افندى اصفهانى، ص ٤٥٦.
[٢] - تقى الدين ابو العباس احمد بن عبد الحليم معروف به ابن تيميه، متولد ٦٦١ ق در حزان دمشق.