نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٥٦
نظام سياسى با حاكميت يك فرد
در اين نوع حكومت، يك نفر در رأس نظام قرار مىگيرد و با عنوانهايى، همانند:
سلطان، شاه و امپراتور، جامعه سياسى را اداره مىكند. عنصر ادارهكنندهى نظام، تنها ارادهى شخص حاكم و سلطان است و مشاركت مردمى در امر حكومت بسيار اندك اتفاق مىافتد. نظام سياسى فردى به يكى از شكلهاى زير وجود دارد:
١. نظام استبدادى معمولا منابع علم سياست نظام استبدادى يا مطلقه را در شكل حكومت پادشاهى معرفى مىكنند كه اصطلاحا به آن فردسالارى يا «اتوكراسى»[١] مىگويند. كه در اين تعريف، به خصوصيات و ويژگىهاى آن اشاره مىشود؛ از جمله:
١. استيلاى آشكار يك شخص در رأس سلسله مراتب ادارى حكومت.
٢. فقدان محدوديتهاى مرسوم يا قانونى در حوزهى اقتدار او.
٣. وجود روشى خودسرانه و غير قابل پيشبينى در اعمال قدرت.[٢] امروزه حكومت استبدادى را در شكل رژيمهاى ديكتاتورى جديد مىتوان يافت. اين نوع رژيمها، غالبا پس از جنگ جهانى اول به وجود آمدند و منشأ پيدايش آنها نيز بحرانهاى حاصل از جنگ ويرانگر جهانى بود؛ چنانچه در همين برهه تاريخى، شاهد نظامهاى سياسى از اين دست در صحنهى بينالمللى هستيم؛ نظير: رژيم نازى آلمان، فاشيسم ايتاليا، امپراتورى ژاپن، ديكتاتورى آتاتورك در تركيه و رضا خان در ايران؛ همچنين در كشورهاى ديگرى نيز ديكتاتورىهاى سوسياليستى، حكومت نظاميان و يا پادشاهان خودكامه، ادارهى نظام سياسى را بر عهده دارند.
برخى امتيازهاى نسبى اين نوع نظام سياسى، عبارتند از: سرعت عمل در تصميمگيرى، با ثباتى حكومت و پايدارى سياستها؟؟؟ مقابل، ايرادهاى زيادى را مىتوان براى نظام استبدادى فردى برشمرد؛ از جمله: تماميتخواهى و منفعتطلبى شخص حاكم و نزديكان وى، بىتوجهى به خواستهها، منافع و مصالح عمومى جامعه، استقرار
[١] -ycarcotua
[٢] - فرهنگ علوم اجتماعى، مازيار، ص ٥٦ و ٣٩٠.