نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٥٠
خلاصه و نتيجه
مهمترين مفاهيمى كه در مدخل بحث نظام سياسى لازم است از آنها تعريف مناسبى ارايه شود؛ عبارتند از: سياست، علم سياست، ارتباط علم سياست با ساير علوم، نظام سياسى و ارتباط آن با اصطلاحاتى كه گاه به جاى نظام سياسى به كار مىروند؛ مانند:
دولت، حكومت و كشور.
اگرچه اصطلاحات، غالبا با واژگان يكسانى استعمال مىشوند؛ ولى مفهوما از تلقىهاى متفاوتى برخوردارند كه علت آن را بايد در تفاوت نگرشها و نظام فكرى جستجو نمود.
اسلام با يك نظام فكرى منسجم، براى معتقدين خود تحليلى متفاوت با ساير مكاتب، از نظام سياسى و مفاهيم زيرساختى آن ارائه مىدهد.
بنابراين، وقتى مىخواهيم از سياست هماهنگ با ديدگاه اسلامى، تعريفى ارائه نماييم، بهتر است كه جهات متعددى را در نظر داشته باشيم؛ از جمله: غايتمندى و آخرتگرايى، ولايت و سرپرستى، توسعه و حركت تكاملى انسان و جامعه، اراده و اختيار، توجه به واقعيات و نقش تربيتى تشويق و تنبيه. با اين وصف، به دو نوع تعريف عام و خاص، متناسب با وسعت دامنهى موضوع، دست مىيابيم.
تبيين مفهوم سياست كاملا مبتنى بر تعريفى است كه از سياست عنوان شده است و علم سياست از آنجا كه در منظومهى معارف انسانى و در ربط با دانشهاى انسان شكل مىگيرد، به ناچار بايد نوع ارتباط و ميزان بهرهدهى يا بهرهمندى آن از ساير علوم، معين و مشخص گردد.
ما در اينجا، به دنبال ارتباط منحصر سياست با علوم مذكور نيستيم و نيز ساير علوم را مطلقا بىربط با سياست معرفى نمىكنيم؛ بلكه اذعان داريم كه ارتباط علوم مذكور، بيشتر و آشكارتر است و درعينحال نيز رابطه سياست با علومى؛ همچون: رياضى، زيستشناسى، ادبيات، هنر و غيره را به راحتى نمىتوان انكار نمود.
به همين ترتيب، در تعريف نظام سياسى با بهره گرفتن از تعريف سياست، كيفيت تنظيم و شيوهى ادارهى امور و مقولات سهگانهى موضوع سياست؛ ارتباطى، فرهنگى و اقتصادى، مورد توجه خاص است و عنصر رشد و تكامل و وجود ارادهاى شامل بر آن، نمودى آشكار دارد.