نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٨٨
را در گرو كيفيت و شرايط حكومتى و مقيد بدانها نمىداند و با استفاده از احاديث منسوب به پيامبر، معتقد است كه: زندگى كردن تحت حكومت امام جائر در مدت شصت سال، بهتر از يك شب بدون امير به سر بردن است و نيز اگر امير يا سلطان، جائر باشد، رعايا حق سرپيچى از تكاليف را ندارند. البته به اعتقاد او، آنان بايد در حيات اجتماعى شركت فعال داشته باشند؛ بنابراين و اصل امر به معروف و نهى از منكر، كليد اين مشاركت را در اختيار مردم قرار مىدهد؛ ولى نبايد از اين اصل براى به هم زدن يكپارچگى جامعه استفاده نمود؛ به تعبير ديگر، قيام عليه امير جائر، نفى شده است.[١] خنجى[٢] از علماى شافعىمذهب با پذيرش نظريه «استيلا» يا زور و غلبه به عنوان يكى از شيوههاى انعقاد امامت، واژههاى سلطان، امام و خليفه را در مورد فرد واحدى به كار مىبرد و به نوعى، امامت و خلافت را در سلطنت منحل مىخواند و اطاعت از امر سلطان را در امر و نهى كند، واجب مىشمارد.[٣] در مقام ارزيابى نظام سلطنت، مىتوان مزاياى نسبى و معايب آن را برشمرد، چنانچه:
تمركز تصميمگيرى، ساده بودن روند اجراى امور حكومت و افزايش اقتدار حكومت از مزاياى آن محسوب مىشود؛ اما محوريت خواستهها و ارادهى شخص حاكم، فدا شدن منافع و مصالح عمومى به سود منافع شخصى يا خاندان حاكم از معايب آن است.
همچنين با وجود ادعاى دينى بودن اين نوع نظامها، پاىبندى به شؤون و اخلاقى و احكام دينى در حكومت و زندگى فردى سلاطين كمتر مشاهده مىشود؛ ازاينرو نظامهاى سلطنتى موجب خدشهدار شدن دين در باور عمومى شدهاند؛ و همچنين وجود نظام وراثتى در انتقال سلطنت، بدون توجه به شرايط لازم براى تصدى حكومت، منجر به فرمانروايى افراد نالايق گرديده است.
[١] - قادرى، حاتم؛ انديشههاى سياسى در اسلام و ايران، ص ١٠٧[ به نقل از احمد ابن تيميه« السياست الشرعية فى اصلاح الراعى و الرعيه»، ص ١٣٨]
[٢] - فضل الله بن روزبهان خنجى معروف به خواجه ملّا، كه ايرانىنژاد بود.
[٣] - خنجى، فضل الله بن روزبهان؛« مهماننامه بخارا»، ص ١٨.