نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٣٣
پديد آمد انبيايى به بشارت و انذار برگزيد.
مرحوم علامه طباطبايى ذيل آيه آورده است:
«انسان اين موجودى كه به حسب فطرتش اجتماعى و تعاونى است در اولين اجتماعى كه تشكيل داد يك امت بود آنگاه همان فطرتش وادارش كرد تا براى اختصا دادن منافع به خود، با يكديگر اختلاف كنند. از اينجا احتياج به وضع قوانين، كه اختلاف پديد آمده را برطرف سازد، پديدار شد و اين قوانين لباس دين به خود گرفت».[١] در سوره يونس آيه ديگرى با همين مضمون، مىفرمايد:
و ما كان النّاس الّا امة واحدة فاختلفوا[٢]؛ مردم تنها يك امت بودند؛ ولى بعدها اختلاف كردند.
روايات فراوانى نيز در كتب حديث موجود است، كه به شكل صريح يا ضمنى، بر اجتماعى بودن انسان و ضرورت ادامه حيات اجتماعى او دلالت دارند؛ از جمله احاديث زير كه از رسول گرامى نقل شده است:
١. ايّها النّاس عليكم بالجماعة و ايّاكم و الفرقة[٣] اى مردم، لازم است كه با جماعت زندگى كنيد و از تفرقه بپرهيزيد.
٢. يد اللّه على الجماعة. فاذ اشتذّ الشّاذ منهم، اختطفه الشّيطان، كما يختطف الذئب الشّاة الشّاذة من الغنم[٤]؛ دست يارى خداوند با جمع است، پس هنگامى يكى از انسانها از جمع كناره گرفت، شيطان او را به سرعت درمىربايد، همانطور كه گرگ، گوسفند جدا شده از گله را درمىربايد.
٣. من خرج من الجماعة قدر شبر، فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه[٥]؛ هركس كه به اندازهى وجبى از جامعه جدا شود، پس به تحقيق، قيد اسلام از گردنش برداشته مىشود.
امام راحل (قدس سره الشريف)، مؤسس جمهورى اسلامى ايران در نگاه به آيات و روايات پيرامون مسائل اجتماعى اسلام فرمودهاند:
[١] - موسى همدانى؛ ترجمه تفسير الميزان؛ ج ٣، ص ٢١٣.
[٢] - يونس، آيه ١٩.
[٣] - كنز العمال؛ ص ٢٠٦.
[٤] - همان؛ ص ٢٠٧.
[٥] - همان؛ ص ١٠٣٥.