نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٨٠
كرده و بدانها خو گرفته بوديد»[١].
رسالت پيامبر كه با دعوت به توحيد و نفى شرك و بتپرستى آغاز گرديد، با مقاومت قدرتهاى سياسى و اقتصادى آن عصر مواجه شد، اين كانونهاى قدرت در اختيار دو جريان نيرومند قرار داشت؛ يكى، رؤساى قبايل كه به طور موروثى فرمانروايى را بر عهده داشتند. و ديگرى ثروتمندان كه از راه تجارت و رباخوارى به اموال فراوانى رسيده بودند.
اين دو گروه با اينكه از نظر ساختمان اجتماعى داراى تفاوت بسيار بودند؛ اما از آنجا كه منافع آنها به هم گره خورده بود، با پشتيبانى هم، نظام طبقاتى و منحط و ظالمانهاى پديد آورده بودند. نظامى آنچنان سخت و متعصب و پاىبند به سنتها كه حتى با شناختى كه جمع اندكى به اسلام گرويده و حاضر شدند به روابط جاهلى و سنتهاى قبيلهاى گذشته، پشت كنند. ايمان آورندگان نخستين، كمتر از قريش و عمدتا از ميان طبقات پايين و از بردگان و جوانان بودند؛ بنابراين خداوند نيز از پيامبرش مىخواهد كه مراقب افراد ضعيف، كه به او ايمان آوردهاند، باشد و خطاب به او مىفرمايد: «كسانى را كه هر صبح و شام پروردگار خود را مىخوانند و طالب خشنودى او هستند از خود مران، نه چيزى از حساب آنها بر عهدهى تو و نه چيزى از حساب تو بر عهدهى ايشان است. اگر آنها را طرد كنى، در زمرهى ستمكاران خواهى بود»[٢].
در آغاز رسالت، تبليغ و دعوت به اسلام در مكه به صورت پنهانى و سرّى انجام مىشد[٣] تا آنكه با نزول آياتى؛ چون: و انذر عشيرتك الاقربين[٤] دعوت علنى آغاز گرديد و پيامبر گرامى تمامى همت و تلاش خويش را براى هدايت نزديكان و خويشاوندان بكار بستند[٥].
ولى وابستگىهاى قبيلهاى و منافع مادى، باعث شد كه بسيارى از فاميلهاى نزديك پيامبر نيز از پذيرش دعوت امتناع كنند[٦].
علنى شدن دعوت، واكنشهاى شديد قريش و فشارهاى طاقتفرسايى؛ چون: شكنجه و كشتار ياران، اخراج از شهر، محاصرهى اقتصادى و انزواى سياسى را براى پيامبر و ياران
[١] - فيض الاسلام؛ نهج البلاغه؛ خطبه ٢٦.
[٢] - انعام؛ آيه ٥٢.
[٣] - سبحانى؛ آية الله جعفر؛ فروغ ابديت؛ ج ١؛ صص ٢٥٤- ٢٥٣.
[٤] - شعراء؛ آيه ٢١٤.
[٥] - ابن اثير؛ كامل؛ ج ١؛ ص ٧٦.
[٦] - همان.