نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٦٧
مىتوان مواردى را به عنوان اصول نظام سياسى اسلام برشمرد؛ از جمله: امامت و رهبرى مستمر، اجتهاد مستمر فقها، بهرهمندى از علوم و تجارب پيشرفته بشرى و توسعهى آنها، نفى ستمگرى و ستمپذيرى و سلطهگرى و سلطهپذيرى، محو استبداد و خودكامگى، تأمين آزادىهاى فردى و اجتماعى، تحكيم بنياد خانواده، افزايش مشاركت اجتماعى در ادارهى امور، عمومى كردن امر به معروف و نهى از منكر، تحكيم برادرى، وحدت و تعاون عمومى بين همهى مردم، اسلامى بودن قوانين، برنامهريزى حمايتى در جهت زدودن فقر اجتماعى، و همچنين كرامت انسانى، قانونمدارى، شايستهسالارى، اصالت خدمت و فراگيرى.
برخى از مهمترين اصول مذكور، در پنج محور زير تبيين مىشود:
١. كرامت انسانى
اسلام، انسان را برترين آفريده و اشرف مخلوقات مىداند؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: و لقد كرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضّلناهم على كثير مّمّن خلقنا تفضيلا؛[١] ما فرزندان آدم را كرامت بخشيده، آنان را در خشكى و دريا فعال ساخته، از پاكىها بهرهمند و بر بسيارى از مخلوقات برترى بخشيديم.
قرآن كريم نمود عينى اين برترى، يعنى تسلط بر ساير موجودات را در آيهى ديگرى به اين شكل بيان فرموده است: و سخّر لكم ما فى السموات و ما فى الارض[٢]؛ آنچه در آسمانها و زمين است در تسخير و قبضهى قدرت شما قرار داديم.
وقتى انسان صاحب كرامت است، شايستگى پيوند با خدا و افتخار بندگى او را دارد و آنگاه كه كرامت و عزت خويش را ناديده گرفت، در اسارت و بندگى غير خدا گرفتار مىشود؛ چنانچه فرعون در ابتدا قوم خود را تحقير كرده، عزت و كرامت انسانى آنها را زير پا نهاد.
پس از آن، ايشان را در بند طاغوت و بندگى خود درآورد؛ چنانچه در قرآن مىخوانيم:
فاستخف قومه فاطاعوه انهم كانوا قوما فاسقين؛[٣] فرعون قوم خود را خوار و ذليل كرد و در نتيجه آنها هم او را اطاعت كردند؛ آنها انسانهاى زشتكردارى بودند.
[١] - اسراء، آيه ٧٠.
[٢] - لقمان، آيه ٢٠.
[٣] - زخرف، آيه ٥٤.