نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٦٤
خشونت، از مهمترين دستاوردهاى دموكراسى است».[١] امروزه دموكراسى به عنوان شيوهاى از سازماندهى نظم اجتماعى، توزيع قدرت و روش برخوردارى آحاد اعضاى يك جامعه از آزادى، حقوق اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى، مطلوبيت و محبوبيت فراوانى يافته و تا سرحد يك فلسفهى سياسى و اجتماعى به بخش عمدهاى از باورها و افكار عمومى بشر تحميل گرديده است.
٢. انواع دموكراسى
الف. ملاحظه تاريخى دموكراسى، در طول تاريخ به انواع و اشكال مختلفى پديد آمده است؛ همچون: «الف.
دموكراسىهاى باستانى در يونان، اسپارت و روم. ب. دموكراسىهاى شهرى كه در اواخر قرون وسطى كه شهرها در ايتاليا و غيره بسط و گسترش پيدا كرد، درصدد برآمدند كه با الگوى دموكراسى باستانى با به دست آوردن اختيارات ادارهى امور در شهرها دموكراسى برقرار سازند. اين نوع دموكراسى را به جهت اينكه خارج از محدودهى حكومت فئودالها بود، دموكراسى شهرى ناميدهاند. ج. دموكراسىهاى مدرن، اين نوع دموكراسى مربوط به سدهى ١٨ ميلادى به بعد است. در اين معنى، دموكراسى عبارت از تعيين نوع حكومت است كه تا حد امكان، كمال اجراى اختيارات و اقتدارات ملى را تضمين نمايد و به اين ترتيب تمام مردم را دربر گيرد.
در دنياى معاصر نوعى از دموكراسى با انتخابات همگانى محدود شكل گرفته است؛ مانند: كشور سويس كه در آن زنها در انتخابات شركت نكرده و همچنين در بعضى كشورها نوعى از انتخابات معين و مختص به طبقات يا افراد مشخصى از مردم برقرار گرديده است؛ مانند: حق رأى براى كسانى كه ماليات مىپردازند. د. دموكراسى مسيحى كه عبارت از اجراى اصول حكومت مردم به وسيلهى خود مردم از راه ايمان و وجدان و اخلاق مسيحيت است كه نمونههاى آن در اكثر كشورهاى اروپايى به نام حزب دموكرات مسيحى ديده مىشود. ه. دموكراسى تودهاى، نام حكومتهاى كشورهايى است كه از فرداى پايان جنگ جهانى دوم بر مبناى اصول حكومت شوروى به وجود آمدند كه از آن جمله است:
[١] - مبانى سياست؛ ص ١٧٤.