نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٨
علم شناخت قدرت
محققانى، مانند هارولد لاسول،[١] چارلز مريام،[٢] ماكس وبر،[٣] برتراند راسل،[٤] واتكينس[٥] و هانس مورگنتا[٦] كه بر سرشت پوياى سياست تأكيد كردهاند، معتقدند كه قدرت، مفهوم اساسى سياست است و همهى شاخههاى علم سياست را به هم پيوند مىزند.[٧] بر اين اساس سياست و علم سياست در زمينهى مبادى، مبانى و آثار با قدرت موجود در اجتماع سروكار دارد و از آنجا كه در نظر و عمل سياسى، مهمترين عامل، قدرت است، شناخت قدرت به عنوان اصلىترين وظيفهى علم سياست قلمداد مىشود؛ چنانچه لاسول در تعريف علم سياست گفته است: «علم سياست به صورت يك نظام تجربى عبارت از مطالعه چگونگى شكل گرفتن قدرت و سهيم شدن در آن است و عمل سياسى، عملى است كه بر اساس قدرت انجام مىگيرد».[٨]
علم مطالعه پديدههاى سياسى
برخى بر اين باورند كه ارسطو، علم سياست را پايهگذارى نموده و به تدارك روش خاص و تقسيمبندى مناسب و زبان مخصوص براى اين علم، پرداخته است؛ چون او اولين كسى است كه براى نخستين بار تعداد زيادى از وقايع و قضاياى سياسى را جمعآورى نموده است. بنابراين كتاب «سياست» ارسطو، اختصاص به همين امر دارد؛ يعنى او اكثر رژيمهاى همعصر خود را در اين كتاب مورد بررسى قرار مىدهد. به نظر وى سياست عملا رأس سلسله مراتب علوم را اشغال مىكند؛ زيرا موضوع آن «سيته» است و علم سياست، علم تشكيل و رهبرى كشور، شهر (سيته) است.[٩] ابو الحمد، در صفحه سى و يك مبانى سياست مىنويسد: «علم سياست، علمى است كه مطالعه و تحقيق پيرامون پديدههاى سياسى و اشكال مختلف دولت، حكومت، روابط
[١] -.llewssaL .H
[٢] -mairreM
[٣] -rebeW .M
[٤] -llessuR .B
[٥] -sniktaW
[٦] -uahtneGroM snaH
[٧] - بنيادهاى علم سياست؛ پيشين؛ ص ٢٨.
[٨] - رجوع كنيد به: رابرت دال؛ تجزيه و تحليل جديد سياست؛ ترجمه حسين ظفريان؛ ص ١.
[٩] - رجوع كنيد به: سيد جلال الدين مدنى؛ مبانى و كليات علوم سياسى؛ ص ٣٤.