نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١١٨
جامعهشناسى در جهانبينى مادى
محتوايى كه تحت اين عنوان آورده مىشود، هرچند همهى آن مواردى نيست كه در جامعهشناسى بايد گفته شود؛ اما عمدهترين شاخصهاى اجتماعى را كه نقش بسزا و مستقيمى در نظام سياسى، در جهانبينى مادى دارند، مورد توجه و دقت قرار مىدهد.
١. پيدايش جامعه
ارسطو پيدايش جامعه را به طبيعت انسانى برمىگرداند و مىگويد: «شهر پديدهاى است طبيعى و انسان به حكم طبيعت، حيوانى اجتماعى است.»[١] انسانها براى برآوردن نيازهاى خويش، به زندگى اجتماعى تن مىدهند و «نخستين اجتماعى كه وجودش ضرورت مىيابد، ميان كسانى است كه نمىتوانند بىيكديگر زيست كنند؛ [مثلا]: زن و مرد، براى بقاى نسل با هم درمىآميزند [و اين] نه از روى عمد و اراده؛ بلكه به آن انگيزهى طبيعى صورت مىبندد كه در همهى جانوران و نيز گياهان موجود است تا از خود چيزى همجنس خود باز نهند»[٢] او در پيدايش خانواده و تأسيس دهكدهها و تحليل نخستين پيدايش شهر يا نقطهى كمال جامعه، مىنويسد:
«جامعهاى كه سرانجام از پديد آمدن چندين دهكده، پديد مىآيد، شهر نام دارد كه مىتوان گفت كه از لحاظ توانايى برآوردن نيازهاى خويش [يا اتكا به ذات] به غايت كمال رسيده است».[٣] «فرهنگ علوم اجتماعى» در يك تعريف و به نقل از فيختر[٤]، رمز پيدايش جامعه را تأمين نيازهاى اساسى انسانها مىداند و مىنويسد: «جمعى سازمانيافته، متشكل از افرادى كه در سرزمين مشترك زندگى مىكنند، به صورت گروهى با يكديگر، در جهت ارضاى نيازهاى اجتماعى اساسى، همكارى دارند»،[٥] ... از ديدگاه روسو، جامعه، بر مبناى قرارداد اجتماعى پديد مىآيد كه هركس بارضايت به آن تن مىدهد. اين قرارداد حاصل
[١] - ارسطو؛ سياست، ص ٥.
[٢] - همان، ص ٢
[٣] - همان، ص ٤
[٤] -rethciF
[٥] - آلن بيرو، فرهنگ علوم اجتماعى، ص ٣٨٨