نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٢٢
خلاصه و نتيجه
هر نظام سياسى، اعم از اينكه خود را ايدئولوژيك و ارزشمدار تعريف كند يا لاتيك و صرفا مادى بداند، بر شالودههايى از عقايد و ارزشها استوار است و منظومهاى از جهانبينى، اعتقادات و نظام فكرى خاص به جهتگيرىها، برنامهها و عملكردهاى آن، سمتوسو و شكل ويژهاى مىبخشد.
با توجه به دوگانگى، كلىترين دستهبندى نظامهاى سياسى (دينى و غير دينى) زيرساختهاى آنها را نيز مىتوان تحت دو عنوان «مبانى نظامهاى سياسى در جهانبينى الهى» و «مبانى نظامهاى سياسى در جهانبينى مادى» بررسى نمود.
زيرساختهاى اساسى و مؤثر در نظام سياسى، عبارتند از: هستىشناسى، انسانشناسى و جامعهشناسى، در جهانبينى الهى، هستى، مخلوق است. خالق هستى خداوند يگانه و متعال، حق انحصارى حاكميت بر همهچيز از جمله انسان را دارد. در امر قانونگذارى و حكم راندن بر جامعه به كسانى كه علمشان از منبع الهى سرچشمه مىگيرد و تسليم امر الهى مىباشند، وضع قانون و ادارهى جامعه سپرده شده است. سامانبخشى جامعه بايد براساس وحى انجام شود و پهنهى دنيا و آخرت، محيط توسعه و كمال انسان است و درستى رفتار آدميان به باور آنان به معاد و تقواى آنان بستگى دارد كه به صورت خودكنترلى، بقا و همگرايى جامعه دينى را تضمين مىنمايد.
در اين ديدگاه، موضوع اصلى، رشد و رستگارى انسان است و انسان جداى از محدود شدن به حدود و شرايط محيطى از عنصر بسيار نيرومند اختيار و اراده بهرهمند است و مىتواند به وسيلهى آن شرايط خود و ديگران را دگرگون سازد.
علاوه بر انسان، جامعه نيز احكام و شخصيت خاص خود را دارد و داراى رشد، اضمحلال، پيروزى و شكت است. حكومت، بمثابه تجسم و تجسد ارادهى اجتماعى، متكفل ولايت اجتماعى و متولى رشد و توسعهى جامعه است و در كلىترين مقياس، ولايت جامعه، يا هماهنگ با ولايت ربوبى است و يا بر مدار ولايت طاغوتى و شيطانى، اداره مىشود.
تاريخ صحنهى بروز ستيز دائمى ميان اين دو جريان است و تا آنجا كه مشيت الهى بر آن تعلق گرفته باشد، اينرويارويى حق و باطل، ادامه يافته و سرانجام به پيروزى و