نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٢٥
دولت اسلامى ندارند.
در مباحث عرفانى، اصطلاح ولايت كاربرد بسيار گستردهاى دارد و معمولا براى تبيين مقامات سالك و شيوهى سرپرستى او در مراحل مختلف سير و سلوك، به كار مىرود. از ديدگاه عرفا شخصى كه به مقام ولايت دست مىيابد، حق تعالى در او تجلّى مىكند، صاحب كشف و كرامت مىشود و از بسيارى از امور غيبى و پنهانى باخبرمىگردد؛ بنابراين به عنوان مرشد و پير طريق، مىتواند چراغ هدايت باشد و سالك را از خطرات راه آگاه كرده و نشانههاى درجات كمالى بالاتر را براى او ترسيم و توصيف نمايد.
در علم كلام، «ولايت» مفهومى عام و فراگيرتر دارد و به معناى امامت و رهبرى اجتماعى و تاريخى طرح مىشود. از ديدگاه علماى علم كلام، ولايت يك مسئلهى اعتقادى است كه جايگاهى بس رفيع دارد و منظور از آن، استمرار كليه شوؤن هدايت و رهبرى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم (به جز نبوّت)، در جانشينان آن حضرت است؛ يعنى پس از رحلت پيامبر گرامى اسلام، جريان امامت و رهبرى، همچنان تداوم يافته و مسؤوليت خطير سرپرستى امور مسلمين، بر عهدهى ائمه معصومين عليهم السّلام نوّاب آنان قرار گرفته است.
نكتهى قابل توجه آنكه، در فرهنگ دينى، ارتباط بين امام و مأموم، تنها يك رابطهى سياسى يا سازمانى نيست كه براساس برخى مصلحتسنجىها و سودجويىها شكل گرفته باشد؛ بلكه رابطهاى كاملا عاطفى و مبتنى بر عشق و محبت طرفينى است؛ بنابراين در مفهوم كلامى ولايت، معناى عميقى از عشق، محبّت و دوستى نيز نهفته است.
انديشهى سياسى- اجتماعى «حاكميت ولايت فقيه» در واقع بر پايهى همين مفهوم از ولايت كه در حوزهى علم كلام مطرح است، استوار شده و سرپرستى فقها بر زندگى اجتماعى مسلمانان را تداعى مىكند. در نتيجه هرچند كه ولى فقيه از آن نوع ولايت شرعى كه در فقه تعريف مىشود، برخوردار است و ممكن است از ولايت اصطلاحى عرفانى نيز برخوردار باشد؛ امّا اين دو مفهوم خارج از دايرهى منطقى بحث ولايت فقيه قرار گرفته و همهى مطالب فقط بر محور مفهوم كلامى ولايت، مطرح مىشود.