نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٦٦
مستقيم حكومت نمىكنند؛ بلكه به طور غير مستقيم و توسط نمايندگانى كه انتخاب مىنمايند، حكومت مىكنند. نمايندگان به صورت دورهاى انتخاب شده و در برابر مردم پاسخگو هستند؛ به اين ترتيب كه اگر انتظارات مردم را برآورده نكنند، در دورههاى بعدى انتخاب نمىشوند. در اين نوع دموكراسى، احزاب از شمار بازيگران اصلى صحنهى سياست هستند؛ چون با سازماندهى ارادهى مردم، نقش واسطه و پل ارتباطى را ميان حكومتكنندگان و حكومتشوندگان بازى مىكنند.[١] هركدام از دموكراسىهاى مستقيم يا غير مستقيم را به نوبهى خود مىتوان به دموكراسى پارلمانى و رياستى تقسيم نمود.
در شكل پارلمانى، پيوند محكمى بين قوهى مجريه و مقننه برقرار بوده و دورهى تصدى مقام اجرايى به ارادهى قوى مقننه بستگى دارد. كابينه داراى اختيارات حكومتى و در برابر قوهى مقننه مسؤول است؛ يعنى در واقع قوهى مقننه، نوعى برترى حقوقى و قانونى بر قوهى مجريه دارد. در اين نظام حكومتى، يك مقام اسمى در رأس قوهى مجريه قرار دارد و كابينه را از ميان حزب اكثريت يا از ائتلاف احزاب در قوهى مقننه تشكيل مىدهد. انواع مسؤوليتهاى كابينه در قبال پارلمان، عبارتند از: عدم تصويب تقاضاى مالى يا بودجه، ردّ لوايح عادى تقديمى وزيران، پيشنهاد توبيخ، سؤال و استيضاح كه با رأى رسمى عدم اعتماد، كابينه را ساقط مىشود.
اين شكل از حكومت در بريتانيا به وجود آمد و در كشورهايى؛ مانند: فرانسه، كانادا، استراليا و هند رسميت پيدا نمود.
در شكل رياستى، بين قواى مقننه و مجريه، جدايى كامل برقرار است. سه قوهى مقننه، مجريه و قضائيه جدا از هم و در قدرت، متناسب با يكديگر هستند و هركدام در حوزهى خاص خود عمل مىكنند. رييس اجرايى در اين نوع حكومت، اسمى نيست. بلكه هم رييس دولت و هم حكومت است. كابينهى او مركب از مشاوران، معاونان و دستيارانى است كه به طور كامل از او پيروى مىكنند و تنها در برابر او مسؤول هستند؛ البته نه او و نه اعضاى كابينه، هيچكدام نمىتوانند از اعضاى قوهى مقننه باشند و دورهى تصدى وى، مدت معينى دارد كه به قوهى مقننه بستگى ندارد. براى بازخواست رئيس قوهى مجريه
[١] - براى استفادهى بيشتر نگاه كنيد به: بنيادهاى علم سياست؛ صفحات ٣٣٣- ٣٢٨.