نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٦٧
انتخاب خويش، يكى از فقها را انتخاب نموده و او را به عنوان حاكم قرار دهند.[١] ٣. بيعت كه به منزله معاملهاى بين مردم و فقيه حاكم است و ضمن آن مردم با سپردن عنان مال و جان خود به دست رهبرى، تعهد وى را نسبت به پاسدارى از امنيت، مصلحت، منافع دنيوى و اخروى خود انتظار دارند، امرى است كه براساس آن انشاى ولايت صورت مىگيرد و تنها راه مشروعيت بخشى به تصرفات فقيه حاكم مىباشد. چنانچه گفته مىشود: «فالذى ينسبق الى الذهن فى ماهية البيعة آنها كانت وسيلة لانشاء التولية ... و بالانشاء كانت تثبت الولاية كما فى البيع» آنچه كه از ماهيت بيعت به ذهن متبادر مىشود اين است كه بيعت وسيلهاى براى ايجاد ولايت است ... و همانطور كه در بيع اتفاق مىافتد، با انشا و ايجاد (توسط بيعت) ولايت تحقق پيدا مىكند؛ بنابراين به شكل صريح چنين نتيجه گرفته مىشود: «بيعت يكى از امور موجد ولايت است كه بيعت با دست از متقنترين راههاى بيعت به شمار مىرود.»[٢] ٤. مسلمانان طبق نص صريح آيات و روايات وارده در اين زمينه، بايد در تمام امور از جمله امر حكومت و حاكميت ولى فقيه با يكديگر شور و مشورت نموده و يكى را كه اصلح از ديگران است، گزينش و انتخاب نمايند.[٣] ٥. چون توسط خداى متعال به كسى حق حاكميت اعطا نشده است؛ بر اين اساس خود مردم بايد براى اين امر، تصميم بگيرند؛ زيرا آنان بر جان و مال خويش به حكم «الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم» مسلط هستند؛ بنابراين مىتوانند حاكميت را كه حق آنان است به شخصى (فقيه) واگذار كنند يا او را وكيل خود نمايند.[٤] ٦. چون حكمى از طرف خداى متعال براى حكومت در زمان غيبت معصوم عليها السّلام صادر نشده و امر و نهىاى نرسيده است و امر حكومت مسكوت مانده است، در نتيجه اين امر به مردم واگذار شده و آنان بايد خود را در مورد حاكميت شخص يا اشخاص نظر بدهند؛ يعنى نظر مردم، نقش تعيين كننده در مشروعيت نظام دارد.[٥] اسلام براى قوه انتخاب و آزادى آدمى، اهميت و ارزش زيادى قائل شده است. خداى متعال هيچگاه نخواسته كسى با زور و
[١] - رجوع كنيد به: دراسات فى ولاية الفقيه؛ حسينعلى منتظرى؛ ج ١، ص ٤٠٩.
[٢] - همان؛ صص ٥٢٧- ٥١١.
[٣] - همان؛ ص ١٦.
[٤] - رجوع كنيد به: كتاب نقد شماره ٧؛ ص ٥١.
[٥] - همان.