نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٣٨
(لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط[١]؛
همانا پيامبران خويش را با نشانىها فرستاديم و با ايشان كتاب و ترازو (شاخص) را همراه كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند.
از آيه استفاده مىشود كه هدف ارسال رسل، قيام به قسط و عدل است و جز در پرتو قدرتى والا و حكومتى كه زمام امور جامعه را در دست داشته باشد، امكانپذير نيست.[٢] البته اعتقاد به اصل حكومت و ولايت، نياز چندانى به دليل و برهان ندارد؛ ولى براى تبيين بيشتر بحث، به چند روايت اشاره مىكنيم.
١. عن على عليه السّلام: «الا مامة نظام الّامة»[٣]؛ امامت و پيشوايى، نظامبخش امت است.
در «شرح غرر الحكم و درر الكلم»، در توضيح اين كلام امير مؤمنان آمده است:
«تعيين امام و پيشوا به وسيله هر امتى براى خود، باعث نظام احوال و انتظام امور ايشان مىگردد. چه ظاهر است كه هيچ جمعيتى، بىفرمانفرمايى كه همه مطيع و منقاد او باشند و از سخن و صلاح او تجاوز ننمايند، خواه عادل و خواه جائز، منتظم نتواند شد. و اگر هر يك بر وفق هوى و هوس خود سلوك نمايند، در اندك فرصتى، هرجومرج شود و همه پراكنده و متفرق شوند. پس بايد كه فرمانفرمايى باشد كه همه از او ترش و بيم داشته باشند و از خوف او تعدّى زياد نكنند. و هرچند او ظام باشد، وجود او بهتر است كه در اصل حاكمى نباشد، چه ظلم يك كس هرچه باشد برابرى با مفاسد هرجومرج نكند»[٤].
٢. ابو محمد الفضل بن شاذان نيشابورى از حضرت رضا عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود:
«و لم جعل اولى الامر و امر بطاعتم؟ قيل لعلل كثيرة، منها: ان الخلق لما وقفوا على حد محدود و امروا ان لا يتعدوا تلك الحدود لما فيه من فسادهم لم يكن يثبت ذلك و لا يقم الا بأن يجعل عليهم فيها امينا يأخذهم بالوقف عند ما ابيح لهم و يمنعهم عن التعدى على ما خطر عليهم لانه لو لم يكن ذلك لما كان احد يترك لذته و منفعته لفساد غيره؛ اگر كسى بپرسد. چرا خداى حكيم «اولى الامر» قرار داده و به اطاعت آنان امر كرده است؛ جواب داده خواهد كه به علل و دلايل بسيار چنين كرده است.
[١] - حديد، آيه ٢٥.
[٢] - حكومت مورد نظر، فقط با سرپرستى انبياء يا ائمه يا فقهاى عادل در زمان غيبت، امكانپذير است.
[٣] - آمدى؛ غرر الحكم و درر الكلم؛ كلام ١٠٩٥.
[٤] - محمد خوانسارى، شرح غرر الحكم و درر الكلم؛ ص ٢٧٤.