نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٤٢
مركز اين نهاد، بخش انحصار قانونى استفاده از نيروى نظامى در كشور مىباشد، بر اين اساس، چنين نهادى زمينه مناسبى را براى گروههايى كه در جستجوى قدرت مىباشند، فراهم مىسازد.
پارسونز، معتقد است كه: نظام سياسى، بخشى از نظام اجتماعى است كه منحصرا كاركرد دستيابى به هدف را مورد توجه قرار مىدهد. به عقيده او، در يك جامعه تكامل يافته، فرآيندها يا پروسههاى نظام سياسى اهميّت جدى پيدا مىكنند. قدرت، نمايندهى مهمترين اين فرآيندها است و همانند پول، يك وسيله عام، سمبوليك و در حال گردش است كه به جوامع پيشرفته، امكان مىدهد تا كاركردهاى خود را به شكل بسيار مؤثرتر از جوامع اوليه انجام دهند؛ به معناى ديگر، قدرت، قابليت يك جامعه براى تحرك بخشيدن به منابع در جهت اهداف است؛ اهدافى كه تحت تأثير علائق عمومى انتخاب مىشوند؛ همچنين قدرت، ظرفيت تصميمگيرى و اتخاذ تصميماتى است كه الزام آورند.[١] همانطور كه مىتوان در تعاريف فوق ملاحظه كرد، گاهى مواقع نظام سياسى به معناى كشور، زمانى به مفهوم دولت و حتى به معناى حكومت؛ يعنى دستگاه اجرايى كه انحصارا حق و توانايى استفاده از قدرت و اجبار را در اختيار دارد و همچنين به مفهوم قدرت و توانايى دستيابى به هدف، تعريف شده است و سرانجام آن را مترادف با رژيم سياسى نيز به كار بردهاند.
اصطلاحات همگروه با نظام سياسى
از آنجا كه نظام سياسى، در ادبيات سياسى رايج با الفاظ و مفاهيم متشابه معنا مىشود، چند اصطلاحى كه معمولا در گفتهها و نوشتهها به جاى نظام سياسى استعمال مىشود، مورد بررسى قرار مىگيرد تا ضمن آنكه تداخل بعضى از اين اصطلاحات را در برخى ديگر مشاهده مىكنيم، زمينهاى باشد تا سرانجام با روشنى بيشتر تمايز آنها را از يكديگر و نظام سياسى آشكار نماييم و در نهايت به طبقهبندى منطقى از اين مفاهيم دست يابيم.
اصطلاحات مورد نظر كه ذيلا به آنها مىپردازيم، عبارتند از: دولت، حكومت و كشور.
[١] - همان.