نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٩
قدرت، مبانى مادى، اخلاقى و اعتقادى هريك از آنها در زمانها و مكانهاى مختلف و كشف روابط پديدههاى سياسى و علل پيدايش آنها و نيز مطالعه و تحقيق دربارهى ادارهى جامعه كشور و روابط بين الملل را انجام مىدهد».[١]
٣. ارتباط علم سياست با ساير علوم
مسلما نمىتوان حوزه و گسترهى هر علم را به طور دقيق مشخص نمود و مرز ميان علوم را به صورت قطعى تعيين و ترسيم نمود؛ زيرا درهم تنيدگى موضوعات و امكان ملاحظهى يك موضوع از ابعاد گوناگون، موجب پيدايش حوزههاى مشترك علوم و گاه همپوشى آنها مىشود. به ويژه، اين امر در زمينهى علوم اجتماعى نمود عينى فراوانترى دارد. چون عرصه فعاليتهاى بشرى را نمىتوان به حيطههاى كاملا منفصل از يكديگر تقسيم نمود، همچنين نمىتوان گرايشها، انديشهها و فعاليتهاى سياسى انسان را از جهانبينى، اعتقادات، اخلاق و حيثيت مادى زندگى او جدا ديد.
در اين ميان، ارتباط علم سياست و با علوم انسانى از پيوستگى و اشتراك فزونترى برخوردار است، چرا كه سياست قلمرو وسيعى را شامل مىشود و نتيجهى سياست در بخشهاى مختلف زندگى بشر ظهور و بروز پيدا مىكند. در مقابل، سياست نيز از دستاوردهاى ساير علوم در تحقق اهداف خود بهره مىجويد و همين امر موجب مىشود كه برخى، علم سياست را علمى ميان رشتهاى بدانند؛ به شكلى كه مىتواند تنها در چارچوب گستردهتر رشتههاى همپيوند، به بررسى پديدههاى سياسى بپردازد.[٢] حوزههاى علمى همجوار كه از تأثير و تأثر بيشترى نسبت به علم سياست برخوردار مىباشند؛ عبارتند از:[٣] فلسفه، فقه، اخلاق، حقوق، تاريخ، جغرافى، جامعهشناسى، مردم شناسى، روانشناسى اجتماعى، اقتصاد و آمار، كه در ادامه به طور اجمال به چگونگى اين ارتباط اشاره مىشود.
[١] - ابو الحمد پيشين.
[٢] - عبد الرحمن عالم؛ پيشين، ص ٦٤.
[٣] - بدون شك در ارتباط حوزههاى علمى، سياست تنها منحصر به حوزههاى مذكور نيست و به جرأت مىتوان گفت، هر تلاش علمى و فرهنگى كه به شكلى جامعه انسانى را تحت تأثير قرار مىدهد، مىتوان آثار آن را در سياست نيز مورد مطالعه قرار داد؛ چنانچه انقلاب صنعتى و پيامدهاى آن موجب شد كه نقش عوامل، نيروها و گرايشهاى اقتصادى در سياست به شكل آشكارترى مورد مطالعه قرار گيرد. از سوى ديگر، اثرگذارى تصميمات كلان سياسى بر ساير حوزههاى علمى، انكارناپذير است.