نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٢
جوامع، با شكست و شرمسارى، صحنهى حيات سياسى را ترك گفته است و ليبرال دموكراسى غربى با وجود آشكار بودن ضعف و ناكارآمدى آن درصدد است كه خود را نسخهى نهايى برنامهى جامع تأمين سعادت و رفاه بشرى معرفى كرده و تكامل دورانهاى تاريخى را با وجود خود، پايانيافته قلمداد كند، يكى از وظايف مدافعان اسلام و انقلاب اسلامى تئوريزه نمودن نظام سياسى اسلام و قابل دفاع و عرضه نمودن آن به انديشههاى حقيقتجوى جوامع انسانى است.
فرصت مغتنمى كه امروزه در اختيار مسلمين، به ويژه صاحبان انديشهى سياسى اجتماعى اسلام ناب و مدعى تداوم نظم سياسى اسلام در همهى زمانها قرار گرفته، بى سابقه و كمنظير است. برخورد مناسب و بهرهبردارى به موقع از اين فرصت، مىتواند اسلام را در صدر انديشههاى مادى و معنوى بشر امروزه، معرفى نمايد.
بنابراين، سازماندهى تئوريك و طرح منطقى و صحيح آن از يك سو و ارائه تجربهى عملى و عينى آن در صحنهى حيات اجتماعى كشورهاى معتقد به اين نظام از سوى ديگر مىتواند نظام سياسى اسلام را به صورت الگوى مطلوب و مورد انتظار بشر، براى نجات و رهايى از وضع آشفته و نابهنجار كنونى، معرفى نمايد.
به همين منظور، كتاب «نظام سياسى اسلام» مجموعهاى از مباحث سياسى است كه به قدرت نهادينه شدهى سياسى؛- معطوف به ادارهى جامعهى اسلامى- مىپردازد و به عنوان متن آموزشى- تحليلى با قابليت پاسخگويى به مهمترين شبهات رايج پيرامون نظام سياسى اسلام و ولايت فقيه، تدوين شده است.
كتاب حاضر، در سه بخش سامان يافته است: بخش اول، كليات نظام سياسى، كه در سه فصل؛ ادبيات و مفاهيم، انواع نظام سياسى و مبانى نظامهاى سياسى، مطرح شده است.
بخش دوم، در فصول سهگانه، نظام سياسى اسلام را از منظر ضرورت برپايى، اهداف و اصول و همچنين تاريخ تحولات نظام سياسى اسلام، مورد بررسى قرار مىدهد.
بخش سوم به نظام سياسى ولايت فقيه، به عنوان مصداقى عينى و موجود از نظام سياسى اسلام پرداخته و در شش فصل جايگاه (ناظر به ضرورت و دلايل) ولايت فقيه،