نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٤
جغرافيا و علم سياست
برخى از متفكران بر اين عقيدهاند كه شرايط جغرافيايى و طبيعى بر خصوصيت و شخصيت مردم و زندگى ملى و نهادهاى سياسى آنها تأثير دارد. ژان بدن به رابطه علم سياست و جغرافيا اشاره مىكند و روسو مىكوشد تا ميان اوضاع اقليمى و شكلهاى حكومت، رابطه برقرار نمايد. بدين ترتيب كه اقليمهاى گرم، مستعدّ استبداد، اقليمهاى سرد، مستعدّ حكومتهاى وحشى و اقليمهاى معتدل، مستعدّ حكومت جامعهى خوب است.[١] منتسكيو هم به تأثير محيط هاى طبيعى بر شكلهاى حكومت و آزادى مردم تأكيد مىنمايد.[٢] تأثيرگذارى شرايط جغرافيايى بر سياست غير قابل انكار بوده و مىتوان آن را بازتاب جبرى اقليم بر زندگى اجتماعى ناميد؛ اما گذشته از اينكه نمىتوان چنين ارتباطى را به سادگى قانونمند كرد، با اصل اختيار انسان نيز سازگار است. خداوند انسان را با دادن اختيار، شرافت بخشيده است و او مىتواند شرايط پيرامون خود را شكافته و از سلطهى آنها خارج شود و آنگاه به بازسازى شرايط، هماهنگ با خواست و ارادهى خود بپردازد.
بنابراين، صرفا مىتوان از اهميت نقش جغرافيايى كه اثر عوامل جغرافيايى را بر خط مشىهاى سياسى كشورها، اعم از سياست خارجى و داخلى، موقعيت بين المللى و مسايل استراتژيك، مورد بررسى قرار مىدهد، در همين مسير قرار دارد؛ همچنين «در اسلام و متون دينى، آيات مربوط به هجرت و دفاع از دار الاسلام از اهميت جغرافيا در مسايل سياسى حكايت دارد».[٣]
اخلاق و علم سياست
قواعد اخلاقى، طرز رفتار انسان را مورد نظر دارد و مشخص مىكند كه چه كارى پسنديده است و بايد آن را انجام داد و چه كارى ناپسند است و بايد از انجام آن پرهيز نمود. تأثير اخلاق در سياست را مىتوان در اتخاذ سياستها جستجو كرد. برخى از
[١] - براى آگاهى بيشتر از انديشهى روسو در مورد روش جغرافيا در سياست، رجوع شود به: تاريخ فلسفه سياسى غرب( عصر جديد و سدهى نوزدهم)، صص ٣٦٣- ٣٥٩.
[٢] - رجوع كنيد به: بنيادهاى علم سياست، پيشين، ص ٨٢.
[٣] - رجوع كنيد به: فلسفه سياست، پيشين، ص ٥٦.