نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢١٢
خونريزى دست برداشته و با معاويه پيمان صلح امضا كنند. صلح با معاويه در واقع به معناى واگذارى خلافت به وى و پايان حكومت، هفت ماههى امام حسن عليه السّلام بود. با انجام اين صلح، بار ديگر بنى هاشم خانهنشين شدند و رهبرى جامعه در اختيار افراد نالايقى چون حاكمان بنى اميه قرار گرفت[١].
بروز اين تحول دردناك، در رهبرى جامعهى اسلامى، ثمرهى تلخ عملكرد خواص و بزرگانى بود كه نعمتهاى چرب و شيرين دنيا را به جهاد در راه خدا ترجيح داده و مصالح درازمدت جهان اسلام را فداى منافع شخصى خويش كردند.
در اين شرايط جديد، امام حسن عليه السّلام و ساير ائمهى معصومين عليهم السّلام ناچار به اتخاذ مواضع و سياستهاى ديگرى براى هدايت جامعهى اسلامى و حفاظت از دستاوردهايى شدند كه در پى سالها تلاش خالصانهى پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم و امير المؤمنين عليه السّلام به سدت آمده بود؛ بنابراين آنها به تشريح و تبليغ احكام دين پرداخته و كوشيدند تا آداب و سنن اسلامى را در جامعه همچنان زنده نگاه داشته و از اين راه زمينههاى بازگشت دوبارهى جامعه به صراط مستقيم دين و امامت، فراهم شود.
بدين ترتيب دشمنان، اگرچه حكومت را از دست خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم خارج كردند؛ امّا در مقابله با اصل دين ناكام مانده و به اهداف شيطانى خود، يعنى تحريف قرآن و تعطيلى احكام اسلام دست نيافتند و همچنان شجرهى طيبهى مكتب، استوار، سرافراز و پابرجا ماند.
پس از شهادت امام مجتبى عليه السّلام در طول بيش از دو قرن ائمه معصومين عليهما السّلام سياست واحدى را براى مبارزه با طاغوتها و نيز تبليغ و ترويج احكام دين و پاسدارى از ارزشهاى ناب اسلامى در پيش گرفتند و خط رهبرى الهى را در بستر تاريخ و در شرايط متفاوتى كه هر زمان پيش مىآمد، تداوم بخشيدند.
در اين ميان، امام حسين عليه السّلام و ياران باوفايش پرشورترين حماسهى تاريخى را در صحراى كربلا آفريدند. آنان با تقديم خون سرخ خود، ريشهى ظلم و بىعدالتى را متزلزل و نهضت اسلامى را تا ادامه تاريخ، بيمه كردند.
پس از آن امام سجاد عليه السّلام با ابلاغ پيام شهداى كربلا و دميدن روح عبوديت و معنويت در مسلمانان به تحكيم مبانى اخلاقى شيعيان پرداختند و سپس در زمان امام باقر و امام
[١] - علل الشرايع؛ ج ١ ص؛ ٢١١.