نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٧١
آورند. روشن است كه در اين بيان، برقرارى نوعى انتساب به دين، مورد نظر است و هرگز سخن از حقانيت يا عدم آن و نيز تطابق يا عدم تطابق ادعا با واقعيت، نيست. همين كه حكومت، مدعى نمايندگى، اجرا يا حمايت از دين است و به دليل همين ادعا، مردم به حاكميت آن تن مىدهند، عموم مردم، اين نظام را دينى و نمايندهى حاكميت دينى قلمداد مىكنند.
بر اين اساس و با توجه به اينكه رهبرى و زمامدارى، مهمترين عنصر حكومت در نظامهاى دينى است، اقسام و اشكال كلى نظامهاى دينى با توجه به تفاوت ملاكهاى رهبرى معين مىشود؛ ازاينرو در اولين قدم، نظامهايى كه رهبران آن حقيقتا با مأموريت الهى اقدام به تأسيس و ادارهى نظام سياسى كردند، «نظامهاى منصوب» و آن دسته از نظامها كه رهبران آنها، به طريقى غير از نصب، اين مقام را اشغال نمودهاند، «نظامهاى غير منصوب» نامگذارى شدهاند. تقسيمات جزيى و توضيحات بيشتر در پى خواهد آمد.
()