نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٧٢
خداى متعال به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم است كه: هو الذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين؛[١] خداست كه تو را با يارى خويش و مؤمنان تقويت كرد.
پس موضوع بيعت كمك و همدلى و همراهى مردم در عينيت بخشيدن به حكومت، حتى حكومت پيامبر است. حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام مىفرمايد: «لولا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر ... لا لقيت حبلها على غاربها»؛[٢] اگر حضور بيعتكنندگان نبود و با وجود ياوران، حجت بر من تمام نمىشد ... رشتهى كار [حكومت] را از دست مىگذاشتم.
آنچه حاصل درخشش بيعت در موافقت با ولى فقيه است، مسئلهى مقبوليت او خواهد بود، نه مشروعيت آن، زيرا اگر نفوذ كلمهى حاكميت و اقتدار سياسى حكومتى ولى فقيه از دست برود، مشروعيتش از دست نمىرود؛ بلكه تحقق و عينيت يافتن حكومت با مشكل مواجه مىگردد. هميشه عدم مقبوليت تلازمى با عدم مشروعيت ندارد؛ به عنوان مثال حضرت على عليه السّلام با اينكه از سوى خداوند به امامت و رهبرى منصوب شده بود و حكومت ايشان مشروعيت داشت؛ ولى پس از ٢٥ سال توانست به واسطه مردم حكومت و ولايت دينى خود را تحقق بخشد و يا دوران امامت امام مجتبى عليه السّلام، درگيرى ايشان با معاويه، روى آوردن سران سپاه آن حضرت به اردوگاه معاويه، حاصل عدم پيروى و رويگردانى مردم از ايشان بود كه امام را مجبور به پذيرش صلح تحميلى نمود.[٣] ٤. مشورت وارده در «قرآن كريم» و شاورهم فى الامر، و امرهم شورى بينهم، با انتخاب حاكم از طريق رأى و نظر مردم تفاوت جدى دارد. قائلين به نقش شورا در حكومت، ديدگاه يكسانى را ارائه ننمودهاند: بعضى افراد شورا را مصدر مشروعيت حاكم اسلامى در عصر غيبت حضرت وليعصر (عجل اللّه تعالى فرجه الشريف) دانستهاند[٤] و عدهاى به نقش الزامآور شورا در مكانيزم تصميمگيرى در برنامههاى كلان نظام اسلامى رأى مساعد داشتهاند[٥]؛ البته جمع بين اين دو نظر ممكن است و به اين كار مرحوم علامه
[١] - انفال؛ آيه ٦٢.
[٢] - فيض الاسلام؛ نهج البلاغه؛ خطبه سوم.
[٣] - رجوع كنيد به: حكومت و مشروعيت؛ محمد تقى مصباح يزدى.
[٤] - رجوع كنيد به: الاسلام و اصول الحكم( على عبد الرزاق)، شورى الفقها( قم، مجمع الفكر اسلامى، مقاله الصالحه) و المراجعيه الموضوعيه،( آية الله شهيد صدر، چاپ شده در مباحث اصول آية الله سيد كاظم حائرى، ص ٩١ به بعد).
[٥] - رجوع كنيد به: تنبيه الامه و تنزيه المله؛ ميرزاى نائينى؛ ص ٥٣.