نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٠٥
هرچه بشر تاريخ را بيشتر پشتسر مىگذارد، در ميدانهاى جديدترى توفيق كسب آزمون، ارتقا دانش و آگاهى مىيابد. و اين فزونى آگاهى، وى را براى پذيرش حكومت رهبران الهى، آماده و مهيا مىسازد؛ البته هرچند كه دوران غيبت امام عصر ارواحنا فداء ضعف و ناتوانى بشر را در كسب آمادگى لازم براى پذيرش ولىّ الهى، ثابت مىكند، ولى از طرف ديگر دورانى است كه بشريت همهى راههاى ممكن را طى خواهد نمود و در نهايت به ضعف و ناتوانى خويش، بدون راهنمايى دين و سرپرستى اولياى الهى در ادارهى امور واقف مىشود و آنگاه كه شعور و آگاهى بشر ارتقاء يابد، بيشترين ظرفيت پذيرش را، نسبت به ولى الهى و احكام نورانى دين پيدا خواهد كرد.
بر همين اساس، حكومت امام عصر ارواحنا فداء با روند تاريخى و رو به كمال ولايت الهى، در عالىترين سطح از قدرت و تعالى قرار دارد و شايد بتوان رمز اصلى آن را پيدايش عالىترين سطح آگاهى و شعور بشر و در نتيجه پيدايش بيشترين امكان پيروى و پذيرش دانست.
٥. حاكميت نهايى ولايت الهى
در تزاحم و تقابل دو نوع حكومت و ولايت الهى و طاغوتى، عنصر تعيينكننده، علم و جهل است؛ چنانچه استقرار حكومت طاغوت، مبتنى بر پذيرش مردمى است كه البته اين پذيرش، ريشه در جهل آنان دارد. و در مقابل، حكومت الهى نيز بر پذيرشى استوار است كه بر پايهى علم و آگاهى بنا شده است.
در گذر زمان و تداوم حركت تاريخ، سطوح و لايههاى علم و جهل بشر پيچيدهتر شده و اشكال مقابله و تعارض نظامهاى الهى و طاغوتى نيز در هر مقطع تاريخى نمود پيچيدهترى مىيابد؛ چنانچه گاهى جهل، موجب پذيرش حكومت طاغوت مىشود و در شكل ترس و يا به خاطر حفظ منافع فردى، بروز مىكند و گاهى مواقع نيز در شكل پيچيدهتر آن، جهل مركب ظاهر مىشود؛ يعنى به بشريت در عين اينكه نمىداند و توانايى ندارد، گفته مىشود كه مىدانيد و مىتوانيد و به شكلى در الگوهاى فهم و قدرت او تصرف نموده و بشر با خواست خود و بارغبت و رضاء حكومت ظلم و طاغوت را اختيار و انتخاب مىكند.