نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٢٣
منشأ استبداد حاكم
اعمال سلطهى استبدادى از طرف حكومت، مىتواند ناشى از عوامل متعددى باشد كه عبارتند از:
١. بحران مشروعيت
وقتى حاكمى بدون انطباق با معيارهاى حاكميت مشروع در يك جامعه، به قدرت برسد و عنان حكومت را در دست گيرد، هميشه نگران از كف دادن قدرت خويش است. يكى از راههاى جبران مشروعيت، استفاده از زور در تحميل ارادهى خود بر ديگران و جلوگيرى از هرگونه مخالفت با تصميمگيرىهاى شخصى اوست.
٢. جدايى از مردم
حكومتى كه پايگاه مردمى ندارد، در مواقع بحرانى و از ناحيهى رقيبان، احساس خطر مىكند و هيچ نقطهى اتكايى در ميان مردم ندارد. چنين حكومتى گرايش به استبداد و زورگويى را وسيلهى جبران كاستى و فقدان پايگاه مردمى و پشتوانهى ملى خود قرار مىدهد.
٣. نارسايى قوانين
يكى ديگر از عواملى كه موجب استبداد رأى حاكم مىشود، فقدان قوانين مناسبى است كه در همه حال، روابط عادلانه و سازگار با سعادتمندى و شرايط جامعه را براى همه تأمين نمايد. وقتى قانون مناسبى وجود نداشته باشد، استبداد رأى از ابزارهاى پرمصرفى است كه اگر مطلوبيتها را تأمين نمىكند، حداقل جلوى بحرانها و اعتراضهاى عمومى و مردمى را براى دورههاى زمانى كوتاه و گاه طولانى خواهد گرفت.
٤. فشار عوامل بيگانه
وقتى حكومتى فاقد مشروعيت و مطلوبيت مردمى باشد و از طرفى وابستگى به قدرتهاى بيگانه، او را عامل اجراى سياستهاى آنان قرار داده باشد، مسلما سياستهاى بيگانه تأمين كنندهى منافع بيگانگان و هيأت حاكمه بوده و خلاف مصالح و منافع افراد