نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٨٧
علت آن حضرت، مىتوانست با هركس به اندازهى ظرفيت فكرى و روحى او سخن گفته و با او برخورد نمايد. مضافا بر اينكه اسلام دينى است براى همهى مردم و رهبر آن نمىتواند جداى از مردم و بيگانه از مسايل و مشكلات آنها زندگى كند؛ ازهمينرو رسول گرامى اسلام با مردم زندگى مىكرد و از نظر معيشتى در حد ضعيفترين و فقيرترين آنها از مواهب مادى بهرهمند بود.[١] جاذبههاى اخلاقى: يكى از رموز موفقيت پيامبر اسلام، خلقوخوى كريمانهى آن حضرت، به ويژه حلم و بردبارى و نرمش آن بزرگوار در برخورد با اعراب تندخوى عصر جاهليت بود[٢] كه نقش مهمى در جذب و سازماندهى آنان براى تشكيل نخستين هستهى حكومت اسلامى داشت. بىشك اگر اينجاذبه در پيامبر نبود، مردم وى را تنها مىگذاشتند. خداوند متعال براى تقويت هرچه بيشتر اينجاذبه، به پيامبرش توصيه مىكند كه خطاهاى امت را با ديدهى عفو و اغماض بنگرد و در كارها با آنان مشورت نمايد؛ چنانچه در قرآن مىخوانيم:
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لا نفضّوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر[٣]؛ پس به بركت رحمت الهى با آنان نرمخو شدى كه اگر تندخو و سختدل بودى به يقين از اطراف تو پراكنده مىشدند؛ پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن.
پيامبر اسلام در اين زمينه چنان به كمال رسيد كه خداى متعال او را مورد ستايش قرار داد و فرمود:
و انك لعلى خلق عظيم؛[٤] و براستى كه تو داراى خلقوخوى والايى هستى.
اخلاق نيكوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم سبب شده بود كه آن حضرت به شدت مورد علاقهى مردم قرار گرفته و محبت و عشق او در عمق جان و وجدان مردم نفوذ كند؛ ازهمينرو دشمنان، او را متهم به جادوگرى مىكردند.[٥] پيشگامى در عمل: در الگوى رهبرى اسلامى، شايستهترين فرد براى رهبرى سياسى
[١] - تفسير منهج الصادقين؛ ج ٩؛ صص ٣٧١- ٣٦٩؛ حاج شيخ عباس قمى؛ منتهى الامال؛ ص ٢٤
[٢] - همان.
[٣] - آل عمران؛ آيه ١٥٩.
[٤] - قلم، آيه ٤.
[٥] - محمد رى شهرى، محمد؛ رهبرى در اسلام؛ ص ٢٦٨.