نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٣٤
نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادى آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است. از يك دوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همهى احكام اسلام را دربر دارد، سه، چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است، مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقيات است، بقيه همه مربوط به اجتماعيات، اقتصاديات، حقوق و سياست و تدبير جامعه است»[١].
از سوى ديگر با ملاحظهى اجمالى به احكام اسلامى، پى مىبريم كه روح زندگى جمعى در سراسر آنها نمايان است؛ مثلا: تكيهاى كه در اسلام به برپايى «نماز جماعت» شده، بيانگر لزوم حيات اجتماعى است؛ همچنين تحقق «نماز جمعه»، چه در عصر حضور و چه در زمان غيبت، بدون جمع و جامعه امكانپذير نيست.
«امر به معروف و نهى از منكر»، احساس مسؤوليت يك انسان مؤمن، در قبال سرنوشت اعضاى ديگر جامعه است؛ چرا كه كلّك راع و كلّك مسؤول عن رعيته، آيا مىتوان با اين عبارت و امثال آن لزوم اجتماعى بودن انسان را از جمع، منفكّ و جدا ديد؟
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در بيان فلسفهى امر به معروف و نهى از منكر مثلى مىآورند كه گروهى از مردم در يك كشتى سوار شدند، كشتى روى آب مىرفت و هريك از مسافران در جاى مخصوص خود بودند. يكى از مسافران، به بهانهى اينكه جايى كه نشسته، جايگاه خودش است و تنها به او تعلق دارد، با وسيلهاى كه در اختيار داشت همان نقطه را سوراخ كرد و مسافران به تماشاى او نشستند و هيچ واكنشى از خود بروز ندادند؛ در نتيجه كشتى در اثر بىتفاوتى ديگران غرق شد. اگر ساير مسافران دست او را گرفته و مانع او مىشدند، هرگز غرق نمىشدند. آيا اين نمونه بيانگر نياز فطرى و عقلى انسان به وجود جمع و زندگى با ديگر همنوعان و برخوردارى طرفين از مساعدت و ثمرهى كار همديگر نيست؟
تمام اين موارد، علاوه بر اجتماعى بودن اسلام و احكام آن، بر فطرت اجتماعى انسان حكم صريح يا حداقل ضمنى دارد.
البته اين مسئله، حقيقتى است كه نوع انسانها منكر آن نيستند و اثبات آن نياز به برهان و استدلال ندارد؛ بلكه مقصود تذكر اين اصل مشترك و ضرورى زندگى بشر است كه هر فردى، با هر اعتقاد و باور شخصى، نمىتواند جمعى زندگى كردن بشر را، انكار نمايد؛
[١] - امام خمينى( قدس سره)؛ حكومت اسلامى؛ ص ٨.